تبليغاتX
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
 
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست
 
 امير شفيعي: دير زماني است كه ديگر در تريا يا سلف دانشگاه ، نشريات هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي چنگي به دل نمي زنند . وقتي علت را جستجو مي كنيم ، عوامل گوناگوني را شايد بتوان پيدا كرد ، ولي علت اصلي آن را . . . شايد نشود . ولي چيزي كه با اندكي درنگ مي توان دريافت اين است كه فضاي دانشگاه به سمتي رفته است يا به بياني ديگر فضا را به سويي برده اند كه ديگر صدايي از جايي بر نمي خيزد . در واقع اگر هم اندك صدايي هم از گذشته ها باقي مانده باشد ، در نطفه خفه مي شود يا خفه مي كنند  . اين كار در دوران مختلف ، هر يك به شيوه و روش خاص خود صورت گرفت :  بستن انجمن اسلامي دانشگاه و واقعه سال 82 دانشگاه علم و صنعت  و زير پا گذاشتن قوانين و مقررات توسط مديران دانشگاه در سطوح مختلف و   ديگر اتفاقاتي كه در مكان و زمان خود ، مهم بودند ، هر يك به نحوي به آرشيو سال خود منتقل شدند و تقريبا دستاوردي براي دانشجويان نداشت ، يا بهتر بگويم دانشجويان نتوانستند حقوق خود را باز پس بگيرند . چون ديگر به جز بسيج ، نهاد ديگري براي دانشجويان تعريف نكرده اند كه در آن مقام بتوانند حق طلبي كنند و به قول خودمان به كلي صورت مسئله را براي همه پاك كرده اند و خيال خود را هم راحت كرده اند .  در اين ميان نكته قابل توجه ، بوجود آمدن نوعي فرهنگ در ميان دانشجويان و فعالين دانشجويي پس از وقوع اتفاقات و وقايع بود كه مي توانم از آن به نوعي استراتژي  " هر چه احتمال هزينه دادن كمتر ، روش حل بهتر " نام ببرم كه مدت هاست سينه به سينه در بين دانشجويان منتقل مي شود...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:38  توسط روزنامه صبح  | 
گروه سياست:«در حاليکه چند روز پيش احمدي نژاد در نامه اي به احمدي مقدم خواستار جلوگيري از نصب دوربين در برخي مناطق شده بود و ضمن اعلام عدم سابقه هر نوع تصويب نامه در شوراي امنيت يا هر مرجع تصميم گير ديگري در کشور در اين خصوص، گفته بود: ”اين اقدام بر خلاف مصالح، در جهت پليسي کردن فضاي آرام و امن کشور و رو در رو قرار دادن پليس با اکثريت مردم و زدودن امنيت خاطر و اعتماد از جامعه است” و دستور توقف و لغو اينگونه اقدامات را صادر کرد. در اظهارنظري ديگر، دادستان تهران اظهار داشته است: نصب دوربين‌هاي مدار بسته و مانيتورينگ نقاط جرم‌خيز و اماکن تجاري و بانکها به منظور پيشگيري از وقوع جرم و کشف جرائم به صورت مستند مورد تأييد دادستاني است». (20 آبان 1387)
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:35  توسط روزنامه صبح  | 
کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:34  توسط روزنامه صبح  | 
 انتخاب دبير جديد شوراي صنفي مرکزي

خانه متروک – روز گذشته و در جلسه شوراي صنفي مرکزي دانشجويان  دبير جديد اين تشکل دانشجويي انتخاب شد. طي اين جلسه که در آن 17 نفر از اعضاي شوراي مرکز حضور داشتند مجتبي اسلامي نماينده واحد دانشکده کامپيوتر با 15 راي مثبت و 2 راي ممتنع به عنوان دبير جديد شوراي صنفي انتخاب شد و مهر شورا  نيز تحويل وي گرديد. بدين ترتيب پس از يک هفته از استيضاح حميد زندي پور و راي عدم اعتماد اعضاي شورا به وي مجتبي اسلامي به عنوان دومين دبير شوراي مرکزي در سال جاري انتخاب شد.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:31  توسط روزنامه صبح  | 
آرش رادفر: سلام؛ واي بچه ها اين هفته كلي خبر خنده دار اتفاق افتاد كه واقعا ميشه گفت درمان دولت نهم براي همه بيماران افسردگي بود!! مثلا چي؟ خب، آقاي رحيم مشايي پدر زن پسر آقاي احمدي نژاد رو كه ميشناسيد؟! همون رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و معاون احمدي نژاد كه گفته بود ما با ملت اسرائيل دوستيما!!! بله، ايشون يه مراسم برگزار كردن كه مطابق معمول اولش قرآن خونده مي شده، خب تا اينجاش طبيعيه اما نكته ماجرا اينكه قرآني كه قرار بود از روش بخونن رو چند تا زن دف زن همراه با حركات موزون در اول جلسه آوردن، دست به دست كردن و يكيشون قرآن رو داده دسته قاري و رفتن بيرون!!! حتما الان مي گيد عمرا!!! منم ميگم آره خب، عمرن اگه مثل دفعه هاي پيش احمدي نژاد ايشونو بركنار كنه!!! يعني عمرا!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:30  توسط روزنامه صبح  | 
امير شفيعي

بازيهاي فرماليستي: تراژدي بس و يان

فرم در ساختار دگمايي، همان است که در رئاليسم ممارست شده بود. گزارشي کردن فيلم از طريق دکوپاژ بسته و دوربين روي شانه بر واقعي کردن روايت و تاثيرگذار کردن ساده‎ترين ديالوگها موثر عمل مي‎کند. داستان‎گويي فون‎تريه اصل اول فرماليسم در آثار اوست، و اين بازوي قدرتمند داستانگويي ، زبان استعاره و نماد را مستور مي‎نمايد؛ کما اينکه داستان (روايت) در نگاه اول ساده در نظر مي‎آيد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:29  توسط روزنامه صبح  | 
رضا مشيري : اين روزها، نمايشگاه کتابي روبرو ي ساختمان پانزده خرداد داير شده است. اين برنامه به همت دوستان کانون کتاب و کتابخواني برگزار شده و به مدت يک هفته در دانشگاه برقرارست. روزهاي نسبتا سرد پائيز، مي رود تا با آوردن کتابهاي جديد از انتشارات مطرحي چون چشمه، ني، اختران، آگه، اميرکبير و ...دلپذير باشد. برگزاري اين نمايشگاه و بطور کل چنين نمايشگاه هايي از بسياري جهات سودمند خواهد بود. سه مورد جالب و سودمندي که به ذهن راقم مي رسند، در زير آورده شده اند؛

نخست قرارگيري در فضايي اينچنين، پيامي دروني را ناگهان به مخاطب القا مي کند، از جلوي ميز کتابها که رد مي شوي، خود را با انبوهي از کتابهايي مواجه مي بيني که هيچ وقت به آنها و زمينه هاي آنها فکر نمي کنيم.

موضوعاتي مطرح مي شوند که پيش خود مي گوييم اگر اين رشته مهندسي را نمي خواهنديم، قطعا به آن رشته مي پرداختيم. جامعه شناسي، فلسفه، تاريخ، اقتصاد سياسي، ادبيات در اين نمايشگاه با استقبال مناسبي از طرف دانشجويان مواجه شد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:14  توسط روزنامه صبح  | 
گروه دانشگاه- سجاد حسيني فخر- 1. به نظر مي رسد خبر تلاش براي سوءاستفاده از آتش سوزي در يکي از بلوک هاي خوابگاه دختران براي ايجاد محدوديت هاي هر چه بيشتر و سناريوسازي در حال گرفتن رنگ واقعيت به خود است. روز گذشته خبر عزل دکتر حاجي آبادي، رئيس امور خوابگاه ها و جايگزيني استوار، از مأمورين حراست دانشگاه، به جاي وي در دانشگاه پيچيد. اين خبر چنان عجيب و دور از انتظار بود که همه را در بهت و حيرت فرو برد.

حراست در دانشگاه اساساً نهادي درون دانشگاهي نيست. حتي رئيس آن را نيز رياست دانشگاه بر نمي گزيند و اين نهاد خود را پاسخگوي به مديران دانشگاه نيز نمي داند. به عنوان مثال سال گذشته رئيس حراست اظهار داشت در صورتي که صلاح بداند حتي رئیس دانشگاه را نيز به دانشگاه راه نمي دهد! رئيس حراست از سوي وزير اطلاعات نصب مي شود و اساساً نهادي اطلاعاتي - امنيتي به حساب مي آيد. حال يکي از اعضاي ارشد اين نهاد مسئوليت امور خوابگاه ها را بر عهده گرفته است. اين بدان معناست که خوابگاه ها قرار است از سوي فردي اطلاعاتي - امنيتي کنترل شود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:13  توسط روزنامه صبح  | 
  امامزاده متحرک در اراک

اين عکس روز جمعه گذشته در يکي از خيابانهاي اصلي شهر اراک گرفته شده است."امامزاده اي سيار". ضريح امامزاده اي که به داخل خيابانها آمده تا مردمي هم که وقت رفتن به امامزاده را ندارند "حاجاتشان برآورده شود."و افرادي که دوان دوان به سوي ضريح مي آمدند و دستي بر آن مي کشيدند و پولي داخل آن مي ريختند. مردي هم که گويا رابط ميان مردم و امامزاده بود با ميکروفوني به دست مردم را به سوي امامزاده فرا ميخواند.ديگري هم پارچه هاي سبزي به مردم ميداد تا بتوانند دخيل ببندند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:11  توسط روزنامه صبح  | 
سوگند روشني

اي آسمان رحمي بکن بر اين دل ديوانه ام

بي لطف تو عمريست من در کنج اين ويرانه ام

 

باران نمي خواهم ولي، مهتاب را از من نگير

کاش اين دلت باور کند، من با فلق بيگانه ام

 

شبها ز چشمم ماه را عمريست پنهان مي کني

شايد نمي داني که من عمريست در ميخانه ام

 

اي آسمان شمع دلم در حسرت پروانه هاست

چرخي بزن اطراف دل،من عاشق پروانه ام

 

در جاي جاي خاطرم در حسرت روي توام

اي کاش مي ديدي که من از هجر تو ديوانه

 

گه رو به سويت مي کنم جز تو ندارم همدمي

شب تا سحر تنها منم در لابه لاي خانه ام

 

دل بي حضورت آسمان حرفي ندارد بيش از اين

اي کاش مي ديدي که من تنهاترين ديوانه ام

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:9  توسط روزنامه صبح  | 
مذهب، جامعه: بسترها و ساختارها

آدمهاي فيلمهاي فون‌تريه و به ويژه شكستن امواج به لحاظ نگاه مذهبي‌شان و ارتباطشان با خالق ماورايي به سه گروه تقسيم مي‌گردند؛ متحجران با خدا، كافرنماهاي معصوم و خردبين و فراموش شدگان مويان و كم‌ارزش. اين سه گروه را به ملاحت در شكستن امواج يافت مي‌كنيم؛ کشيشها از دسته اول، بس مک‎نيل از دسته دوم و ملوان ساديست از دسته سوم هستند. ممکن است « شکستن امواج » فيلمي مذهب‎ستيز نباشد و در نگاه اوليه حائز اهميت و در دسترس به نظر برسد؛ اما بررسي موشکافانه تفاوتهاي بنيادين تحجر و تذهب در گوشه و کنار اثر چه سرراست و چه با کنايات مخصوص فيلمساز قابل توجه است. مساله تحجر چيز تازه‎اي نيست، در کنار داستان و روايت خطي چنين تراژدي آزاردهنده‎اي قابل تامل بوده و ذهن را به چالش مي‎گيرد. تحجر تا بدانجا مي‎تازد که روحانيون براي خدا تعيين تکليف مي‎کنند؛ آنها تعيين مي‎کنند که چه کسي بايد به جهنم برود و چه کسي راهي بهشت خواهد شد. فون‎تريه نمي‎گويد کليسا چنين تلقي از دين دارد، او اين موضع را زيرساخت ذهن مخاطبش مي‎داند و تنها يک رابطه علت و معلولي درمي‎اندازد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:8  توسط روزنامه صبح  | 
باوند صادقي- مساله خوابگاه دختران و روند پيگيري و پي جويي مطالبات تا به امروز مسيري را طي نموده که دستاوردها و ناکامي هاي آن بايستي مورد قضاوت همه دانشجويان ، تشکلها و گروهها قرار بگيرد. رئوس مطالباتي که کميته پيگيري اين خوابگاه تهيه کرده است به مديريت گفته شد و بنا شد پيگيري آنها، تا تحقق کامل اين موارد که امنيت کامل خوابگاه منوط به آنست، ادامه يابد. ماحصل اين پيگيري ها و روند پاسخگويي نيز به همان اندازه مهمند و نيز نيازمند نظرسنجي ، از اين بابت اين حق جاريست. اتفاق روز دوشنبه و تحمع روز بعد آن نقاط عطف اين فراز بودند. مکان تامين امنيت که اصلي ترين زيربناي صنفي دانشجوست دچار آتش سوزي شد و نهاد شوراي صنفي اين نقش را داراست که حمايت کننده بوده و در مسير پيگيري، نيروي خود را به کار بندد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:21  توسط روزنامه صبح  | 
گروه دانشگاه- اتفاق رخ داده در هفته گذشته در خوابگاه دختران دانشگاه آن چنان بزرگ بود که همه را وادار به اتخاذ موضع گيري در برابر آن نمود. هر کس از زاويه ديد خود اقدام به گزارش نويسي از اين واقعه کرد. اما اکنون با فاصله گرفتن از آن اتفاق و خوابيدن نسبي هياهوي حاصل از آن، شايد با ديدي گشاده تر و تحليلي همه جانبه تر بتوان به سراغ آن رفت و جنبه هاي مختلف آن را مورد واکاوي قرار داد.

تجمع دانشجویان علم و صنعت پس از آتش سوزی در خوابگاه دختران

علل و عوامل به راه افتادن آتش سوزي

شايد يکي از مسائلي که در نگاه اول به ذهن را به خود مشغول مي سازد علل و عوامل به راه افتادن آتش سوزي است. گمانه زني هاي زيادي نيز در اين زمينه صورت پذيرفته است. مديريت نيز اظهارنظر نهايي در اين زمينه را به دادن گزارش کارشناسي آتش نشاني، که گويا قرار است تا اين هفته ارائه گردد، موکول نموده است. توجه به اتفاقاتي که در دو سه روز قبل از آتش سوزي عمدي بودن اين اتفاق را دور از ذهن نمي کند. همان گونه که مي دانيد چندين بار شيرهاي گاز باز گذاشته شده بود. اما اين که هدف از عامل يا عاملين اين اتفاق چه بوده مهم است. در چند روز گذشته از گوشه و کنار چند تحليل در اين زمينه به دست آمده است. اما براي يافتن حقيقت ماجرا بهتر است همچنان منتظر گزارش آتش نشاني بمانيم. هر چند زمزمه هايي مبهم به گوش مي رسد که شايد قصد داشته باشند اين اقدام را به برخي گروه هاي دانشجويي منتسب نمايند که فعالين دانشجويي بايد کاملا حواس خود را جمع کرده تا از سوءاستفاده از ماجرا و عکس کردن اوضاع جلوگيري به عمل آورند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:20  توسط روزنامه صبح  | 
خوابگاه حراستي؛ حراستي خوابگاهي!

تشکر مديران دانشگاه از خودشان!

جمع آوري تعدادي از کتابهاي نمايشگاه کتاب


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:15  توسط روزنامه صبح  | 
طرح از میلاد ابراهیمی ذاکر

تو فکر مي کني چي درسته؟

ميلاد ابراهيمي ذاكر

نقد و نقادي در کنار بسيار چيزهاي ديگر در جامعه و فرهنگ بيمار، بدوي و عقب مانده باقي مي ماند. گذشته از تمام خواهي و يکه سالاري ذهنيت مستبد، واقعيت اين است که يک ذهن و يا يک آدم مستبد بر اين گمان باطل است که هرگز اشتباه نمي کند و چون او هرگز اشتباه نمي کند، پس اين نتيجه گيري عقب افتاده نيز درست است که منتقدان او بايد اشتباه کنند. و چون در عين حال، اين ادعاي ناردرست را هم دارد که او و فقط اوست که حقيقت درستي دارد، پس همان استدلال و منطق بدوي را به کار مي گيرد که از گسترش اشتباه، يعني ديدگاههاي منتقدانش جلوگيري کند. وقتي کسي يا کساني قرار باشد از ديدگاه ذهنيت مستبد مبلغ ديدگاههاي خطاآميز باشند، پس ضرورتي براي آزادي بيانشان وجود ندارد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:13  توسط روزنامه صبح  | 
 امیر شفیعی

پيش تحرير

نمي‌‌دانم يا دست كم مطمئن نيستم اين بخش پيش‌تحرير از كي وارد نقدهاي فيلم (اگر بشود نقدشان ناميد) شد اما هرچه بود، چه ابداع اين حقير چه ميراثي ارزشمند از گذشتگان و پيش‌كسوتان؛ به اينجا كه رسيد برايم احساس رضايتي عميق به ارمغان آورد. چرا كه در اينجاست كه مي‌توانم بگويم چقدر عاشق يك فيلم هستم يا چقدر از يك فيلم تاثير گرفته‌ام. عادت بدي است. اين كه نقد بنويسي و تعريف نكني. مي‌گويند اين از اصول نقد است؛ تحليل به جاي تقدير. ولي به فون‌تريه و آثارش كه مي‌رسم ناگزير مي‌شوم از حمدي از نهاد و ستايشي از قلب؛ و فون‎تريه را دوست دارم. دوستش دارم و اميدوارم هرچه زودتر ببينمش. چرا اين همه كنجكاوي؟ مي خواهم بدانم چطور به اين واقعيت رسيده است كه هنوز عشق در اين دنيا از ميان نرفته است؟


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:7  توسط روزنامه صبح  | 

 باوند صادقی: حادثه آتش سوزی روز دوشنبه در خوابگاه دختران، نقطه عطفی در اتفاقات دانشگاه در ترم جاری بود که نکات بسیاری را به ذهن متبادر کرد.

بحران اخیر که به ذهن دانشگاه بار دیگر تلنگرهای جدی ای وارد کرد، از بسیاری جهات حائز اهمیت است. نخست آنکه نمایان کنده وضعیت و موقعیت خوابگاه از یک سو و مواجهه با این معزل از سوی دیگر بود. موضوع امنیت و وضعیت نامساعد این خوابگاه چه به لحاظ ظرفیت اسکان، وضعیت رفاهی و نیز امنیت آن، سال گذشته هم به میان آمد و از این حیث امر جدیدی نبوده و برای مجموعه عوامل مدیریت دانشگاه هم تازگی نداشته است. موضوع اسکان آن و کمبود ظرفیت، وصعیت ایمنی و رفاهی آن سال گذشته توسط دبیر شورای صنفی واحد خوابگاه دختران مطرح شد(1) و پیگیری جدی هم در مورد آن صورت نگرفت و به درستی این مطالبات اهمیتی داده نشد. لذا نشانه های آسیب پذیری خوابگاه دختران در مواقع بحران قبلا هم دیده شده بود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:16  توسط روزنامه صبح  | 

رضا مشیری-بعد از پیروزی باراک اوباما سوال مهمی در سراسر جهان مطرح شده است که آنچه اوباما "تغییر" نامیده دارای چه محورهایی است. چه تفاوتهای راهبردی با روسای جمهور گذشته ایالات متحده دارد و مبانی این راهبردها چه عناصری را در بر می گیرند. در واقع پرسش اینجاست که سیاستهای ایالات متحده چه تغییری خواهد کرد.

معزلات ناامنی ملی

از بدو تشکیل دولت ایالات متحده استقلال ملی و امنیت آن اهمیت داشته است. یعنی جز لاینفک هم بوده اند. همین تلقی در راهبرد طوری بوده که خود حفظ جدایی و استقلال، امنیت می آورد. کشورهای توسعه یافته دیگری هم بودند که با استفاده از منابع کشورهای توسعه نیافته امنیت خود را مشخص می کردند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:13  توسط روزنامه صبح  | 
تجمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت پس از آتش سوزی در خوابگاه دختران این دانشگاه

عکس از شادی عنصری: دانشجويان روز سه شنبه مقابل مسجد دانشگاه جمع شدند تا پاسخ هاي رئيس دانشگاه را درباره ي علت آتش سوزي و تدابير صورت گرفته براي تامين امنيت خوابگاه ها را از زبان خود ايشان بشنوند. اين تجمع حدود ۱۱ ساعت به طول انجاميد و دکتر جبل عاملي بار ديگر با حاضر نشدن در جمع دانشجويان نشان ديد قائل به پاسخگويي به دانشجو نيست!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:9  توسط روزنامه صبح  | 

امیر حسین سماعی

"کلاغ را همه می شناسیم اما آیا تا کنون به جایگاه آن در میان پرندگان توجه کرده اید؟" سلسله مقالات کلاغیه را با این جمله در نشریه ی جوان شروع کردم و اینک پس از 7 شماره قصد دارم آن را به پایان برسانم.هدف من در تمام این مقالات، بررسی جایگاه قشر متفکر در جامعه و قشر روشنفکران در دنیای تفکر بود که امیدوارم حداقل تا حدی بدان نائل شده باشم. آنچه در زیر می آید، خلاصه ای از شش شماره ی پیشین است.

  1. فلاسفه را همه میشناسیم اما آیا تاکنون به جایگاه آنان در میان جامع توجه کرده اید؟ فلاسفه (به عنوان برجسته ترین فعالین دنیای تفکر(به معنای اخص کلمه)) با پرداختن به مسائلی که شاید در نظر اول بی اهمیت و تا حدی خنده دار بیاید طلایه داران غافله ی حقیقت جویان هستند. آثار آنها به انحاء مختلف توسط محققین علوم مختلف ،خصوصاً علوم انسانی، مورد استفاده قرار میگیرد. عده ای دیگر از متفکران با مطالعه و هضم و جذب نظرات فلاسفه سعی در انتقال دستگاه فکری آنها به میان جامعه دارند تا سطح شعور عمومی جامعه را از این طریق ارتقاء بخشند. این دسته از متفکران که زین پس روشنفکرشان خواهیم خواند مفاهیم انتزاعی مطرح شده در متون فلسفی را به تحلیل هایی از وقایع روزمره فرومیکاهند.
  2. مخاطبین این روشنفکران طبقه ی عوام اند. در تعریفی اجمالی از میتوان گفت " هر آنکس که قادر به سنجش سره از ناسره در حیطه ی نظریه های شناخت، جهان بینی ها و متدولوژی های تحصیل شناخت معتبر (که محک اعتبارشان را نظریه های شناخت به دست میدهند ) نباشد، عامی است. " با این تعریف میتوان گفت که روشنفکر کسی است که خود صاحب نظریه نیست اما قادر به بررسی و نقد آنهاست و ضمن آن تصمیم دارد که بسته هایی از اندیشه را برای ارتزاق  فکری عوام آماده کند تا مردم بتوانند ساخت دستگاه شناختی منسجمتری برای خود فراهم کنند.
  3. خطای شناسایی؛  با بررسی فواید و خطرات روشنفکری برای توده ی عوام پی میبریم که از آنجا که فکر کردن هم مانند هر عمل دیگری حائز خطراتی است روشنفکری هم پرتگاههایی دارد که میتوانیم با عبرت از تاریخ از آنها اجتناب کنیم. وضع متفکر در آغاز فرآیند جستجوی حقیقت به آزمایشگری میماند که با چشمان بسته سعی در شناسایی محلولهای موجود در یک آزمایشگاه دارد. چنین کسی به طور قع برای مدت مدیدی جز به بیراهه رفتن طی طریق نمیکند. اما در این میان مساله ی ما این است که به عنوان مصرف کنندگان تفکر این متفکران، چگونه میتوانیم از خطرات ممکن الوقوع در اثر پیروی از نظرات آنها برکنار بمانیم. این کار میسر نیست مگر با آسیب شناسی فرآیند این انتقال.
  4. فرض میکنم  فیلسوفی توانسته به تمام جنبه های یک مساله اشراف پیدا کند و به تحلیل کامل  آن دست یابد (که واضح است فرضی دور از واقعیت و محال است)؛ میخواهم به بررسی فرآیند نفوذ تفکرات وی در میان سایر مردم هم دوره ی اش بپردازم. هر ارتباط  را میتوان با مدلی مشتمل بر چهار عضو پیام، فرستنده، گیرنده و کانال ارتباطی توصیف کرد.  بنابراین اگر قرار باشد خطایی در فرآیند انتقال صورت بگیرد باید در سطح یکی از این چهار عنصر رخداد کند.1 - مغشوش و نامفهوم بودن پیام، 2- اشتباه در سطح ارسال پیام 3- وجود پارازیت در کانال ارتباطی؛ 4- خطا از جانب گیرنده ی پیام(این قسم از خطا رایجتر از سایر انواع است) اما برای کاهش این خطاها، اولین وظیفه ی هر فردی کاهش خطای خود در هر دو سطح فرستنده و گیرنده است. جدای از آن، فرد به عنوان عضوی از اجتماع خود موظف است با محافظت از زبان و فرهنگ خود و پرهیز از تولید ابهام و کژتابی در آنها  از مغشوش شدن کانالهای ارتباطی نیز جلوگیری کند.  
  5. در شماره ی 5  کلاغیه، قسمتی از انجیل را به عنوان نمونه ای از متون روشنفکری تراز بالا آورده ام. نویسنده در این این متن با خطاب قرار دادن کاتبان (روشنفکران دوران قدیم) سعی در فراهم آوردن چارچوبی برای اصلاح نظریات آنان دارد. متن کامل را میتوانید در مقدمه کتاب زن زيادی اثر جلال آل احمد مطالعه نمایید.

6.    پیامبران: سرسلسله گان روشنفکران دنیای قدیم ؛ با نظری اجمالی به تمام تاریخچه ی ادیان این نکته به سادگی دریافت میگردد که تمام کسانیکه در این حیطه دارای شان و منزلت و مریدان فراوان بوده اند به نحوی از انحاء از جمله ی خردمندان زمان خود به حساب می آمده اند.. با مروری بر اتهاماتی که این گروه بر پیامبران زمان خود وارد میکرده اند در می یابیم که بیش از هر چیز آنان را دیوانه، بنده ی شیطان، کافر یا جادوگر مینامیده اند. هر کدام از این نامها اغلب به کسانی اطلاق میشده که در پارادایم فکری غالب زمان خود نمی اندیشیده اند و بقولی دنیا را از پنجره ای متفاوت سیاحت می کرده اند. انگاره ی قوم پیامبر از وی، تا حد زیادی شبیه به همان چیزی است که امروزه دگر اندیش اش مینامیم. اما نکته ی جالب این است که چرا پیروان یک دین به نفی پیامبر دین دیگری که معجزاتی از جنس معجزات پیامبر خودشان داشته، میپردازند. آیا جز این است که که عوام همواره در برابر حقیقت مقاومت میکنند. این نکته را میتوان به جامعه ی فعلی ایران و نسبت آن با متفکران و روشنفکران محجورش (مانند دکتر نصر، دکتر سروش، رامین جهانبگلو، خشایار دیهیمی و بسیاری دیگر) بسط داد. 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:4  توسط روزنامه صبح  | 

علی اسداللهی

1)می روم در امتداد لحظه ها/تا که جاری سازم اين حس غريب/می روم تا پر بگيرم از زمين/از نبودن، وهم و انکار و غريب2)می روم تا اوج انسان تا خدا/می روم تا انتهای آسمان/تا فراسوی دل پروانه ها/ تا کمی آن ورتر از رنگين کمان3)می روم تا پشت درب زندگی/هيچ کس اين بار هم در خانه نيست/ای خدا اين جا برای عاشق/عشق، زيبايي، پريدن، لانه نيست...

ابتدا بررسی سه مربع اول! به قول دکتر شفيعی کدکنی اين شعر پر است از ترکيبات جدول ضربی! اين يعنی ترکيبات به راحتی قابل جا به جايي هستند و کلا وجه ساختاری ندارند در شعر و جايگاه قابل توجيهی ندارند. به اولين بيت توجه کنيد: می روم در امتداد لحظه ها/تا که جاری سازم اين حس غريب. امتداد لحظه ها به راحتی با امتداد جاده ها يا لابه لای واژه ها قابل تعويض است! چرا اين اتفاق می افتد؟ چون مصرع دوم اين بيت توجيه مناسبی نيست برای مصرع اول و هم پوشانی ندارند.  در ضمن جاری ساختن هم با زيبا ساختن و... قابل جايگزينی است.

بيت دوم اين شعر به شدت ضعف تاليف دارد. زيرا می گويد: می روم تا پر بگيرم از زمين/از نبودن، وهم و انکار و غريب. پر گرفتن از نبودن و وهم و انکار و غريب؟!! غريب چه ربطی به کلمات پيش دارد؟ مگر هر سه واژه ی وهم و نبودن و انکار مصدر نيستند پس صفت غريب اين ميان چه می کند؟ بايد يا از غربت استفاده شود يا صفت فاعلی مانند غريبی.

و در ادامه مربع اول مشکل قافيه دارد. اگر دو غريب رديف باشند(زيرا در يک معنا هستند) قافيه در اين مربع کجاست؟

در مورد مربع دوم بنده با تداخل عينيت و ذهنيت مشکل دارم. چون غير از تا فراسوی دل پروانه ها مابقی مصرعها قابل تصور عينی هستند.(هرچند بعضا با تداخل واقعيت؛ مثل اسب تک شاخ که وجود خارجی ندارد اما قابل تصور است) در مورد مصرع اول مربع دوم هم با يادآوری تلميح "معراج" تصور رفتن تا اوج انسان آسان می گردد: رسد آدمی به جايي که به جز خدا نبيند...

اما رفتن تا فراسوی دل پروانه ها آيا واقعا بيش از حد انتزاعی و دور از ذهن نيست. در عين حال با روال ساير مصرعهای اين مربع آيا می خواند؟ در ضمن دل پروانه ها باز هم جدول ضربی است و به راحتی می تواند فرضا به غم پروانه ها تبديل گردد.

مربع سوم دارای تضاد منطقی با دو مربع اول است. در دو مربع اول شاعر سعی به پر کشيدن از زندگی دارد به علت ناراحتی از وهم و انکار... پس در مربع سوم بازگشت به زندگی و آگاه شدن دوباره از ماجرا تکرار مکررات است. چون در مربع اول و دوم اين پيش زمينه به مخاطب داده شده و مربع سوم چيز جديدی به دانسته های مخاطب اضافه نمی کند. در ضمن برای "پريدن" به "لانه" احتياجی نيست. و "برای پريدن بی لانه بودن" بی معناست.

4)در ميان بی کسی ها جای من/چون قفس تنگ است، بالم بسته است/چشم هايم بس که زاری می کنند/قلبم از اشک دمادم خسته است

اين مربع از لحاظ ساختاری بيشتر قابل توجيه است. "چشمها" حشو است. چون چشمها گريه می کنند! قلب نيز با عشق قابل جايگزينی است. بازهم اين واژه توجيه ساختاری ندارد.

5)توی اين دنيای بی رحم سياه/هيچ کس آدم تر از آلاله نيست/بايد از اينجا پريد و کوچ کرد/فرصت زاری و آه و ناله نيست

هيچ کس آدم تر از آلاله نيست يعنی چه؟ آلاله چه نقشی در شعر دارد که ناگهان بی دليل وارد می شود و می رود؟ چرا آدم تر از کبوتر نه؟ يا خرگوش؟ يا نهنگ؟! در ضمن حتی اگر آلاله توجيه گردد آدم تر بودن از آن خيلی غريب به نظر می رسد، زيرا صفتی يا ويژگی خاصی برای آلاله در نظر گرفته نشده که نشان دهد آدم تر است.

6)لحظه های شهر ما مثل غروب/عاری از حس لطيف بودن است/راه دوری از نبودن های شهر/رفتن و پيمودن و پيمودن است

بنده واقعا مصرع"راه دوری از نبودن های شهر" را نمی فهمم. آيا شهر در معنای اصلی به کار رفته يا مجاز مرسل است؟ مجاز مردم؟ در هر دو صورت نبودن های شهر چه معنی ای می دهد؟

آيا جايگزينی نبودن ها با غريبی ها با توجه به بسامد زياد غريب در شعر بيشتر قابل توجيه و با معنا تر نيست؟!

در مورد مربع 7 هم چون کامل چاپ نگشته اظهار نظر نمی کنم. 

اما نقدی کلی. معتقدم چار پاره به علت باز بودن فضای قوافی بايد بسيار مورد مداقه قرار بگيرد و شاعر حداکثر استفاده از قافيه های بکر را ببرد. اما اين شعر با قافيه های بسيار آسان اين امکان را از خود گرفته بود. در عين حال چارپاره چون شعری است که از دل شعر نو برخاسته بايست کسی دست به نوشتن آن می زند با سير آن آشنا باشد. فروغ فرخ زاد، نادر نادرپور ،فريدون مشيری و سهراب سپهری هرکدام قبل از شروع نو سرايي چارپاره نويس بوده اند. در عين حال اين چارپاره بسيار بی دقت نوشته شده و شاعر بسيار سريع احساس خود را در وزن ريخته و وزن چيزی است که بسياری را فريب می دهد چون سخن را برجسته می سازد. اما با گرفتن وزن از اين چارپاره به کلام جديدی بر نمی خوريم. بازهم طبق معمول مطالعه ی اشعار گذشته را پيشنهاد می کنم با توجه به اينکه به استعداد شاعر اين چارپاره واقفم. 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:3  توسط روزنامه صبح  | 
منصور استوار:در دوران نه چندان بلند دانشجويي ما گاه اتفاقاتي ميفتد که خاطره مي شوند تلخ يا شيرين و تا سال ها در پس ذهنمان مي مانند. گاه پس از گذشت سال ها از آن خاطره که آن روزها شيرين بوده به بدي ياد مي کنيم و گاه خاطره اي تلخ را به شيريني مزه مزه مي کنيم تا طعمش ما را باز به دوران دانشجويي باز گرداند. در اين ميان تک حادثه هايي هستند که نقش مي بندند بي آنکه هرگز بداني خوب بودند يا بد...

حادثه آتش سوزي شب گذشته خوابگاه دختران از آن جنس حادثه هايي است که نمي داني بابت آن بايد بر وضعيت مديريت گريست و يا از اينکه اين حادثه تلفاتي بيشتر از آنچه اتفاق افتاده نداشته است شادمان بود. اما بيگمان اين روز نيز در تاريخ علم و صنعت ثبت خواهد شد....


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:49  توسط روزنامه صبح  | 
آتش سوزي در خوابگاه دختران

امتحانات لغو شد


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:47  توسط روزنامه صبح  | 
امبر شفيعي:براي تبديل شدن به يك متخصص ، نه فقط بايد آمادگي سرمايه گذاري روي وقت خود را داشته باشيد ، بلكه حداقل در بعضي زمينه ها بايد زود هم شروع كنيد . اگر فرصت هاي كمتري براي پرداختن به تمرين آگاهانه داشته باشيد ، توانايي شما براي كسب عملكرد تخصصي به طور آشكار محدود مي شود و اين محدوديتي پيش پا افتاده نيست . روزي پس از ايراد سخنراني توسط اندرس اريكسون ، يكي از حاضران در جلسه پرسيد ، اگر او يا هر شخص ديگري تمرين را در سنين بالا شروع كند ، مي تواند موفق به دريافت مدال المپيك شود . اريكسون جواب داد ، اين روزها عملا غير ممكن است فردي بتواند به طور فردي مدالي را كسب كند ، بدون آن كه سابقه آموزشي داشته باشد كه قابل مقايسه با قهرمانان برگزيده امروز باشد ، زيرا تقريبا همه آن ها آموزش و تمرين را خيلي زود شروع كرده اند . به هر دليلي ، بسياري از كودكان اين فرصت را پيدا نمي كنند تا با بهترين معلم ها كار كنند و به آن نوع تمرين آگاهانه اي برسند كه لازمه رسيدن به سطح المپيك در ورزش است .


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:45  توسط روزنامه صبح  | 
طرح از میلاد ابراهیمی ذاکر: به بهانه آتش سوزی در خوابگاه دختران دانشگاه علم و صنعت

طرح از میلاد ابراهیمی ذاکر: به بهانه آتش سوزی در خوابگاه دختران دانشگاه علم و صنعت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:44  توسط روزنامه صبح  | 
آرش رادفر: سلام؛ خب حتما انتظار داشتيد كه تيتر امروز هم مثل هفته هاي پيش طنز باشه اما خب هفته پيش اتفاقي افتاد كه خيلي مهمتر از هر موضوع طنزي بود : نامه احمدي نژاد به رئيس جمهور منتخب امريكا و تبريك گفتن َبه خاطر انتخاب وي. توي تاريخ 30 ساله جمهوري اسلامي و با مواضع ضد غربي ايران در طول اين 30 سال اين اولين باره كه رئيس جمهور ايران به طور رسمي به رئيس جمهور انتخاب شده امريكا نامه رسمي تبريك مي نويسد. اين موضوعي است كه بهتره به يادش داشته باشيم و مقايسه اش بكنيم با كفن پوشاني كه در خيابان ها بودند اگر عين اين نامه را خاتمي نوشته بودو خب ؛ بگذريم، بريم سر اصل مطلب طنزمون!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:41  توسط روزنامه صبح  | 
امیر شفیعی

در آب راه پلوار

کمي پس از ورود به آب‌‌راه، از صخره‌هاي طرف راست به پايين رفتيم و وارد سنگ‌بُر شديم، گذري سنگي با حدود دويست تا سيصد يارد درازا که پهناي آن به قدري است که فقط يک مرد با اسبش مي‌تواند از آن عبور کند. درحالي‌که از اين افتخار نمايان هنر صنعت مهندسي ايران باستان غرق حيرت بودم، صحنه‌اي در ذهن من مجسم شد؛ "سواراني که لباس باشکوهي بر تن دارند و با شتاب هرچه تمام‌تر به اسب‌‌هايشان مهميز مي‌زنند، درحال حمل نامه به و يا از شاه بزرگ از گذر سنگ‌بُر عبور مي‌کنند."


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:39  توسط روزنامه صبح  | 
آرش جوادي‌نژاد : سه شنبه هفته‌ي گذشته با برگزاري جلسه‌ي استيضاح علي کردان در صحن علني مجلس و راي مثبت اکثريت مجلس به کنار گذاشتن کردان از وزارت کشور به ظاهر غائله‌ي سه ماهه‌ي جدل‌ها پيرامون مسئله‌ي مدارک جعلي وزير سابق کشور به اتمام رسيد. اما خود جلسه‌ي استيضاح کردان نيز حاوي نکات جالب و تامل برانگيزي بود که قضيه را اسف‌انگيزتر از قبل مي‌نمايد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:13  توسط روزنامه صبح  | 
باوند صادقي- در شماره قبلي روزنامه، به فراز و نشيبهاي دانشگاه و تحولات آن قبل انقلاب نظر افکنده شد. در اين شماره به رخدادهاي دانشگاه و سير منطقي آن پس از انقلاب نگاهي انداخته مي شود. هدف از نوشتن اين دو مقاله ريشه يابي و تفسير دقيق از واقعيت نيست، بلکه بازيابي و نگاه به جوهر اتفاقات براي توجه به عناصر مهم تاريخي آن است. اميد مي رود ادامه آن بتواند سرپل هاي مهمي براي دريافت راه مناسب براي خروج از بحران به دست دهد. نخست موارد مهمي که به گونه اي خلاصه مطلب ديروز و دانشگاه قبل انقلاب بود ذکر مي شود:


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:12  توسط روزنامه صبح  | 
  کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر منتشر شده در روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت ایران

ميلاد ابراهيمي ذاکر: دوران ما زمانه اي است كه در همه زمينه ها تبعيض حرف اول را مي زند. هر كه زورش و قدرتش بيشتر باشد قائل به بقا و رفاه بيشتر و هر كه ضعيفتر، بدبخت تر است و زندگي اش همراه با رنج و مشقت فراوان. در پاسخ شايد بتوان گفت: ”هر قدر پول بدي، آش مي خوري." ولي اين از فرهنگ مملو از تبعيض ما سرچشمه مي گيرد كه هر چه سنگ است مال پاي لنگ است.در مقياسي كوچكتر ايران كنوني ما اين حرف را به اثبات مي رساند كه بقاي يكي در نابودي ديگران است...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:10  توسط روزنامه صبح  | 
سوگند روشنی:

مي روم در امتداد لحظه ها

تا که جاري سازم اين حس غريب

مي روم تا پر بگيرم از زمين

از نبودن ،وهم و انکار و غريب

...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:4  توسط روزنامه صبح  | 
اميرحسين سمائي: چنانکه وعده کرده بودم قصد دارم نمونه هايي واقعي از آنچه که ذيل تعريف روشنفکر قرار ميگيرد ارئه کنم. بدين منظور در شماره ي قبل کلاغيه قسمتي از رساله ي  غيرقانوني  [1]پولس رسول به کاتبان  را به عنوان يک متن تراز بالاي روشنفکري که  [2]آوردم. حال قصد دارم به بسط و گسترش ديدگاهم پيرامون جايگاه پيامبران در ميان خانواده ي متفکران بپردازم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:3  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي گاه مي شنود که کسي مي گويد:" من نياز دارم که همه چيز را بفهمم قبل از اينکه تصميمي بگيرم. من مي خواهم در تغيير عقيده آزاد باشم."

مبارز راه روشنايي به اين جمله اعتقاد ندارد. او هم همان آزادي را مي خواهد اما اين دليل نمي شود که تعهدي نپذيرد، حتي اگر دقيقا نداند که به چه دليل آن را مي پذيرد.

مبارز تصميماتي مي گيرد. اما روح او چون ابرهاي آسمان آزادست. او مسئول روياهاي خويش است و در راهي که آزادانه انتخاب کرده است ناچار است در ساعاتي از خواب برخيزد که خوشايند وي نيست، با افرادي سخن بگويد که هيچ خاصيتي برايش ندارند و ناچار است فداکاري هايي بکند. دوستانش مي گويند:" تو بيهوده خودت را فدا مي کني، تو آزاد نيستي."

مبارز راه روشنايي آزادست. اما مي داند که در تنور باز نان نمي پزد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:2  توسط روزنامه صبح  | 
سجاد حسيني فخر -مسئله اي که در چند روز گذشته جهانيان را تحت تأثير خود قرار داد و اذهان را مشغول به خود ساخت انتخابات رياست جمهوري آمريکا بوده است. پيروزي خيره کننده باراک اوباما مردم را از آمريکا تا کنيا و از اروپا تا خاور دور وادار به واکنش کرد. تحليل گران هم تحليل هاي گونه گوني پيرامون اين واقعه ارائه دادند. عده اي بسيار خوشبينانه و عده اي نيز با بي اعتنايي. نکات جالب توجه اين انتخاب نيز کم نبودند. از سياهي رنگ اوباما تا شعار انتخاباتي او، تغيير. اين پيروزي به تحقق رويايي که حتي شايد در ذهن مارتين لوترکينگ هم گذر نکرده بود، تعبير شد و ولوله اي در قاره سياه به راه انتداخت. کنيا، سرزمين آبا و اجدادي اوباما نيز به اين مناسبت يک روز تعطيل عمومي را از سر گذراند. اما سوالي که در ذهن ها وجود دارد اين است که رئيس جمهور منتخب آمريکا تا چه حد مي تواند شعارهاي خود را عملي سازد و يا اينکه اين انتخاب تا چه اندازه مي تواند به نفع مردم آفريقا و ساير نقاط جهان باشد؟


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:47  توسط روزنامه صبح  | 
باوند صادقي

مقدمه - بازيابي هويت مجموعه ها و نهادها، نگاه به پيشينه و دقت در مسير طي شده از ضرورت هاي تجهيز هر نهاد و تشکليست. مي توان گفت دانشگاه و بازار دو پارامتر مهم و توانمند در مراحل تحول جامعه ايران بوده اند. با عنايت به اين مساله يکي از نيازهاي گروه هاي دانشجويي نيز بازيابي و دريافت وجوه مهم اين عناصرست. نقش نهاد باسابقه دانشگاه در ايران و اثرات متقابل آن بر جامعه ايران، مهم و درخور توجه است. بعد از تشکيل دانشگاه در ايران بخشي از بار اجتماعي جامعه، بر دوش دانشگاه قرار گرفت. قياس حضور بازار در مشروطه نسبت به جايگاه مبارزاتي دانشگاه در مقطع انقلاب اسلامي، نمونه خوبي براي صحت اين نظرست. هر چند دانشگاه در ايران نسبت به غرب، عمري کمتر داشته است، اما دوران ترقي خود را با سرعت مناسبي از همان آغاز شروع کرد. اگر چه دانشگاه تهران به عنوان اولين دانشگاه و مادر دانشگاه هاي کشور، در ابتداي دهه بيست شروع به فعاليت نمود و پذيرش دانشجو از آن مقطع آغاز شد، اما اساتيد دانشگاه و خاص تر اساتيد دانشکده فني، دوران تکوين خود را در سالهاي قبل آغاز کرده بودند. لزوم نگاه به سالهاي قبل از تاسيس دانشگاه تهران به علت فعاليت بخشي از جامعه دانشگاه که اساتيد آن مي باشند، مطرح و مفيد است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:46  توسط روزنامه صبح  | 
 نمايشگاه کتاب به همت کانون کتاب

انتخابات شاخه دانشجويي IEEE در دانشکده برق


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:43  توسط روزنامه صبح  | 
 

..........................................................................................
نوشته هادى حيدرى

..........................................................................................

بعضى مفاهيم هستند كه به تاريخ مشخصى محدود نمى شوند. بشر همواره با آنها در ارتباط است و گويا جزيى جدانشدنى از زندگى انسان هاست. داشتم كاريكاتور هاى «كامبيز درم بخش» را مرور مى كردم. او كار هاى زيادى در مورد تبعيض كشيده است.«تبعيض» از همان مفاهيمى است كه در بالا گفتم. يكى از كاريكاتور هاى درم بخش نظرم را جلب كرد كه از زواياى مختلف، قابل تحليل است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:41  توسط روزنامه صبح  | 
هادي دوست محمدي: ۱. مثل هر سال حدود ۱۵ مرداد ماه بود که نتايج اوليه کنکور سراسري اعلام شد. خيلي ‌ها که ماه ‌ها و يا شايد سال ‌ها وقت خود را گذاشته بودند تا بتوانند رتبه­ي خوبي کسب کنند و در دانشگاه مورد علاقه شان درس بخوانند، بي خبر بودند از طرحي که قرار بود براي اولين بار اجرا شود. خيلي ‌ها بي خبر بودند از نقشه جديدي که دولت برايشان کشيده بود و نمي‌دانستند که قرار است زحماتشان به سادگي و با يک طرح کارشناسي نشده به باد رود. نتايج نهايي کنکور که اعلام شد خيلي ‌ها بهت زده شدند از ديدن نتايجي که با هيچ منطقي جور در نمي‌آمد و  هيچ گونه نمي‌شد توجيه اش کرد چرا که آن‌ها نتايج را با سال ‌هاي قبل مي سنجيدند و انتخاب هايشان را بر اين اساس انجام داده بودند...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:40  توسط روزنامه صبح  | 
عکس از میلاد ابراهیمی ذاکر

عکس از میلاد ابراهیمی ذاکر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:39  توسط روزنامه صبح  | 
میلارد: هيچ انگاشته شدن آن هم در جهاني كه همه چيز هست بي ترديد وحشت افزاست و وحشت هم به نوبه خود سلب كننده حركت. ايستايي، وقتي همه چيز در حركت است، بدترين نوع گذشته پرستي است. گذشته پرستي در ذات خود چيزي غير از محافظه كاري نيست. ترس و وحشت نهادينه شده و محافظه كاري سخت جان يكديگر را توليد و بازتوليد مي كنند. براي محافظه كار نبودن و در نتيجه آماده شدن و آماده بودن براي دگرگوني و زير و رو كردن هر آنچه كه كهنه است، نترسيدن و دليري لازم است. دليري قبل از هر چيز و بيش از هر چيز اعتماد به نفس لازم دارد كه با هيچ بودن همگانيمان و هيچ انگاشته شدنمان از سوي صاحب قدرت جور در نمي آيد. و مادام كه محافظه كاري توأم با ملاحظه كاري است، چيزي دگرگون نمي شود تا ترس بريزد و مادام كه ترس نريزد چيزي دگرگون نمي شود و به اعتقاد من اين يكي از زمينه هاي ايستايي كشور ماست.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:36  توسط روزنامه صبح  | 

مبارزه راه روشنایی با دقت بسیار موقعیتی را که می خواهد به دست آورد مطالعه می کند. هدف او هر چند دشوار یاب باشد، همواره وسیله ایبرای غلبه بر موانع وجود دارند. او راه های متفاوت را بررسی می کند، سلاح خود را تیز می کند و قلب خویش را از ثبات قدم ضروری برای رویارویی با مبارزه طلبی ها سرشار می سازد.

اما هر چه پیشتر می رود مبارز راه روشنایی متوجه مشکلاتی می شود که در بتدا به آنها نیاندیشیده است.

اگر بخواهد منتظر فرصت استثنایی باشد هرگز حرکت نخواهد کرد، گاه کمی جنون برای یک قدم به جلو لازم به نظر می رسد.

و مبارز راه روشنایی از این جنون اندک استفاده می کند. چون در جنگ – همچون عشق- نمی شود همه چیز را پیش بینی کرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:34  توسط روزنامه صبح  | 
آرياها: اگر داستان معروف قلعه ي حيوانات را خوانده باشيد حتماً به ياد مي آوريد شعارهايي را که حيوانات بر يکي از ديوارهاي قلعه نوشته بودند و بعدها به دستور حکومت خوکها اندک تغييراتي در ظاهر آنها داده شد، بطوري که باطنشان بکلي قلب شد. براي مثال جمله ي "همه حيوانات برابرند" به " همه حيوانات برابرند ، اما برخي برابرترند"! تغيير يافت که اين خود پايه اي شد براي ايجاد تبعيض ميان آنها. اگر اين داستان نمادين را در کنار قضيه ي اشغال سفارت بگذاريد ذهنتان به سمت حقايقي خواهد رفت  که يا در فرآيند گذشت زمان به دست فراموشي سپرده شده اند يا به دستور برخي رفقا فراموشانده شده اند . اما نکته ي جالب در اين ميان آنستکه همين قطعات مفقوده هستند که تحليل صحيح ماجرا را برايمان ميسر ميسازند چراکه حکومت براي تغيير تاريخ دست به حذف اين قطعات زده است. اما چند قطعه از اين حلقه هاي مفقوده:
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:19  توسط روزنامه صبح  | 
گروه دانشگاه، سجاد حسيني فخر- شايد بسياري از دانشجويان فعلي دانشگاه از ماجراهايي که چهار سال پيش در چنين روزهايي در دانشگاه ما رخ داد بي خبر باشند. اما مطمئناً اين بي اطلاعي و بي خبري چيزي از اهميت آن ماجرا کم نمي کند. زيرا به هر حال دانستن سير تکوين محيطي که در آن به سر مي بريم جهت شناخت مبتني بر واقع تر آن بسيار مهم تلقي مي شود. پس مي توان با مرور دوباره آن وقايع و درس گرفتن از آن و نيز شناخت هويت و پيشينه دانشگاه جايگاهي که در آن هستيم را بهتر درک کنيم.

شايد شروع وقايع 12 آبان 83 را بتوان مصوبه وزارت علوم دولت قبلي دانست. وزارت علوم که دکتر معين مسئوليت آن را بر عهده داشت طبق مصوبه اي انتخاب رياست هر دانشگاه را که تا پيش از آن از طرف وزير علوم انتصاب مي شد، به راي اعضاي هيئت علمي آن دانشگاه واگذار کرد. بدين ترتيب اعضاي هيئت علمي هر دانشگاه مي توانستند با راي خود در جهت دهي و تعيين سياست هاي دانشگاه خود مشارکت داشته باشند و گامي اساسي در جهت مستقل شدن دانشگاه بردارند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:16  توسط روزنامه صبح  | 
کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:14  توسط روزنامه صبح  | 
سلام ؛ واي بچه ها امروز صبح استيضاح كردان بود!! فكر كنم برا رفتن تو مجلس بايد بليط مي خريديم؛ اونم از ورزشگاه آزادي !!! حالا جالبيش اينه كه احمدي نژاد گفته استيضاح كردان غير قانونيه!!! بله،بله؛ از ديد شما خيلي چيزاي ديگه هم غير قانونين!! جناب آقاي دكتر پروفسور استادتمام كردان!! هم فرموده اند كه اين قضيه چك هاي پنج ميليوني انصراف نمايندگان از استيضاح كار طرفدارانشون بوده و ايشون خبري از اين قضيه نداشته اند!!! آره خب، طرفدارانشون هم به زور براش دكترا از آكسفورد گرفتن؛ اونم در حاليكه ايشون اصلا نمي خواستند!! نوباوه هم گفته : براي انصراف حتي به نمايندگان پيشنهاد انتخاب فرماندار هم دادند!! ما كه نفهميديم اين همه اصرار براي موندن كردان دم انتخابات رياست جمهوري براي چيه!! البته شدت عصبانيت آقاي رئيس جمهور هم به حدي بوده كه گفته اند به مجلس نخواهد رفت و به نوعي جلسه مجلس براي استيضاح رو تحريم كرده!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:11  توسط روزنامه صبح  | 
  انسان،

بازيگر سوگنامه پشيماني است

و انسانيت،مسافري ست،رها شده

در کوره راه بيهودگي

و عشق،

       جوهره ي وجود،

چشمه اي است گمنام

در اعماقي ملتهب از گناه

زمين در مدار مقدر خويش در نيايش

دشنام گويان

شانه به شانه ياس و دلتنگي

با کوله باري از مرواريدهاي بدل

و بيمناک از بدرودها

جويندگان حياط در ظلماتيم

با هر رنگ تاول مي ترکانيم

و از پي هق هقي فروخورده

خاموشي را

بي رنگ ترين کنايه بي کسي را،

سلام مي گوييم

باد

شانه هاي خسته مان را

با بي وزني سيال خويش،به هم درمي پيچد

چون در هم پيچيده شدن پيکر کودکي،

کودکي سراپا اشتياق،

اشتياق پرس و جوي حال پرستوها،

پرستوهاي آشيان بسته بر سپيدارهاي لخت

در سراشيب سقوط،

سقوط از نردبان شعري عاشقانه و بلند

بر سنگفرش

به خويش درميپيچم

و خاموش مي نشينم

بلوط هاي کهنسال،در زوزه هاي باد

دست افشاني مي کنند

ابليس

بر سکوي آرزوي برآورده ي خويش

بر پا خاست

آه،

انسان مرده است...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:9  توسط روزنامه صبح  | 
_ دعاي هر روز واقعا فوق العاده بود.

_ اگر براي مقاله ها عكس بگذاريد ، جذاب تر مي شود.

_ درباره انتخابات امريكا هم بنويسيد.

_ اخبار علم و صنعت خيلي ضعيف هستند.

_ چرا ما دخترها نمي توانيم با دوچرخه در سطح دانشگاه حركت كنيم.

حق دادنيست ، نه گرفتن!

_ اين چه جشني بود كه حتي موسيقي هم نداشت.

متاسفانه مديريت دانشگاه پس از يك ماه كش و قوس ، با اين شرط كه موسيقي نباشد ، مجوز جشن را داد!

_ چرا جوك هاي مرا چاپ نمي كنيد؟!

چون واقعا خلاف ادب است.

_ اين پرسپوليس هم كه يك بازي مي برد و دو بازي مي بازد!

_پس ادامه برنامه دعوت از خاتمي به كجا رسيد؟!

_ چطور مي توان در جلسات تحريريه شركت كرد؟

روزهاي سه شنبه ساعت 13-15 پارك بين دو سلف.

_ نسكافه تريا هم كه گران شده.

_ حيفه! واقعا بايد يك نمايشگاه كاريكاتور يگذاريد.

_ تعداد بازديدهاي وبلاگ خيلي بالا رفت.

_آه اگر آزادي سرودي مي خواند...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:8  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي ماننديک کودک رفتار مي کند.

مردم تعجب مي کنند. آنان فراموش کرده اند که يک کودک نياز به بازي دارد؛ ممکن است بي حرمتي کند و پرسش هاي نامناسب و ناپخته اي مطرح کند. ممکن است حرف هاي احمقانه اي بزند که خودش هم آنها را باور ندارد.

مردم وحشت زده مي پرسند:" اينست راه معنوي؟ اين مرد اصلا پخته نيست!"

مرد مبارز از اين اظهار نظر مفتخر مي شود. او در رابطه با خداوند مي ماند چون بي گناه و شادمان است. اما هرگز ماموريت خود را فراموش نمي کند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:7  توسط روزنامه صبح  | 

آرش مختاری: ابطال حکیمیه از اساس غیر قانونی و نا حق است و وظیفه شورای مرکز پافشاری بر حقوق همه دانشجویان و ایستادگی بر رای آنان است. چرا که شورای صنفی تنها نهادی است که از دل دانشجو بیرون می آید. تنها نهادی است که می تواند در یک روز چهار هزار نفر از دانشجویان یک دانشگاه پاییز گرفته در بهار و غبار بر رو نشسته را متقاعد کند تا نام چند نفر را در برگه ای بنویسند و آن رادر صندوق رای گیری بیاندازد. تنها نهادی است که برای ورود به آن متر و معیار نمی گذارند و برای ورود به آن نیاز نیست از فیلترینگ برخی دوستان بگذری. تنها نهادی است که صدای اعتراضش آنجا که باید بلند می شود و گوش به فرمان مادران فولاد زره نمی دهد.تنها نهادی است که نیاز ندارد نفر اول آن به تایید جایی یا کسی برسد و یا با رابطه ای که با برخی داشته توانسته باشد به آنجا برسد. تنها نهادی است که ...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:43  توسط روزنامه صبح  | 

تحقيقات جديد نشان مي دهند عملكرد برجسته حاصل سال ها تمرين

سنجيده و آگاهانه و تحت تعليم بودن است نه ناشي از استعداد يا مهارت ذاتي .  

امیر شفیعی: متخصصان واقعي نه فقط آگاهانه تمرين مي كنند ، بلكه آگاهانه هم مي انديشند . بن هوگان كه بازيكن گلف بود ، يك بار چنين بيان كرد : " وقتي در حال تمرين هستم ، در عين حال سعي مي كنم نيروي تمركزم را تقويت كنم . هرگز بدون فكر به طرف توپ نمي روم و به آن ضربه نمي زنم . "


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:42  توسط روزنامه صبح  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا