تبليغاتX
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
 
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست
 
ميلاد ابراهِمی: با شماره 212 صبح عملاً پرونده تلاش گروه ما در جهت روشن سازي فضا، خدمت به دانشگاه و دانشگاهي در ترم جاري بسته مي شود. نشريات در دانشگاه ما به دلايل مختلف نقش مهمي را در فضاي دانشگاه دارند:

عدم وجود انجمن اسلامي يا بهتر بگويم تعطيلي اجباري آن، كه عملاً بار زيادي را بر دوش شوراي صنفي دانشگاه گذاشته است.

عدم وجود تشكلي در جهت فكري غالب دانشجويان.

فضاي امنيتي حاكم بر دانشگاه كه در ايجاد آن گاهاً دانشجوياني از مديران پيشي مي گيرند و ...


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:28  توسط روزنامه صبح  | 
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار آخر

این را هوشنگ گلشیری بر صدر کارنامه نوشت و چه خوش نوشت که کارنامه آخرین قمار او بود. تا آغاز صبح، با جوان و آوا و خانه متروک، از همه چیز نوشته شد، روزهای ابتدایی ترم، هنوز عمده مشکلات پیرامون بحران اسکان بود و پس از چندی که اسکان سرانجام صورت گرفت، خوابگاه دختران در آتش سوخت. کانونها دسته جمعی به محاق رفتند. پیگیری هایی برای خوابگاه در حال انجام بود که به ناگاه کمیته انظباطی به راه افتاد و حکم زدن ها رونق گرفت. نشریات منتقد آن هم احضار شدند و قول و وعده بود که سراسر از پی هم داده می شد و از تعامل و رابطه صحبت می شد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:26  توسط روزنامه صبح  | 
روز گذشته حدود بیست نفر از فعالین دانشگاه، با تحصن در دفتر ریاست دانشگاه به خاطر روند قضایا به وی هشدار دادند. معترضین با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضامین اعتراضی حدود یک ساعت در دفتر ریاست حضور داشتند. پلاکاردهای متحصنین دارای مضامینی مثل عدم دادن مجوز تریبون آزاد، جشن شب یلدا، با شعارهای دانشگاه پادگان نیست، حراست=امور خوابگاه ها، بودجه میلیاردی چه می شود، وعده های خوابگاه چه شد، دانشگاه محل تاخت و تاز احزاب پادگانی نیست، دانشگاه را به کجا می برید بودند.معترضین با نصب نوشته ای بالای دفتر ریاست با عنوان ”دفتر رئیس انتصابی“ و با صدور بيانيه ای با مضمون هشدار به جبل عاملی نسبت به روند امور در دانشگاه، اعتراض خود را پایان دادند.

 تحصن در دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به ریاست دانش

تحصن دانشجویان علم و صنعت در اعتراض به ریاست دانشگاه

تحصن در دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به ریاست دانشگاه

تحصن دانشجویان علم و صنعت در اعتراض به ریاست دانشگاه

تحصن دانشجویان علم و صنعت در اعتراض به ریاست دانشگاه

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:25  توسط روزنامه صبح  | 
بازدید از خوابگاه

بيانيه فعالین دانشگاه پس از تحصن در دفتر رياست:هشدار نسبت به وضعیت اسفناک دانشگاه علم و صنعت و اتفاقات در حال وقوع و پیامدهای آن


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:15  توسط روزنامه صبح  | 
کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

کاریکاتور از میلاد ابراهیمی ذاکر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:13  توسط روزنامه صبح  | 
سجاد حسینی فخر:  خبر پرتاب لنگه کفش از سوي خبرنگار عراقي به طرف جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا، به سوژه داغي براي رسانه ها بدل گشت، در جامعه ما نيز هر کس از زاويه ديد خود به آن نگريست. ماجرا از آن قرار بود که منتظر الزيدي خبرنگار شبکه البغداديه، به هنگام کنفرانس مطبوعاتي بوش و مالکي کفش هاي خود را به سوي جرج بوش پرتاب کرد، هر چند با واکنش مناسب وي مواجه گشت. الزيدي به هنگام انجام اين کار، آن را از سوي يتيمان و بيوه هاي عراقي دانست و با خشم بوش را "سگ" خواند. در تحليل اين ماجرا عده زيادي آن را امري غير فرهنگي و بر ضد اصول ديپلماتيک دانستند و به تخطئه آن پرداختند.
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:11  توسط روزنامه صبح  | 
حسين ممتازان: چندیست خواننده ای جوان و خوش ذوق توجه بسیاری از دوستداران موسیقی سنتی را به خود جلب کرده است، اما شاید دلیل اصلی کانون توجه قرار گرفتنش نه تنها نوع موسیقی بلکه اشعار زیبا و برخواسته از دل و بطن مردم است که چه زیبا به نظم آورده شده است.  سعید جعفرزاده (همای) توانسته این روزها با صدای گرم و خاص خود در کنار ذوق ادبی با اشعاری از خود او جای خوبی در بین مردم و دوستداران موسیقی پیدا کند.

سعيد جعفرزاده هماي ، متولد 1358 در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:10  توسط روزنامه صبح  | 
سجاد حسينی فخر: در شماره ديروز از سنگ اندازي هاي مديريت و کارشکني هاي صورت گرفته گفتيم. برخي ناکامي ها در عرصه دانشگاه را به گردن آنان انداختيم. اما بايد پذيرفت در يک تحليل عميق تر اين دانشجويان، به طور عام و فعالين به طور خاص هستند که بايد بار اين عدم پيشبردها را به دوش بکشند.

به هر حال مديريت از آنجا که انتصابي است موظف است يک سري دستورات رسيده را اجابت نمايد و سنگ اندازي هايي در برابر فعالين صورت دهد. زيرا در غير اين صورت فلسفه وجودي خود را از دست داده و مطمئناً با افرادي ديگر جايگزين مي شوند. اين کارشکني ها به نوعي وظيفه تاريخي آنان است و بايد پذيرفت که دارند نقش تاريخي خود را نيز به خوبي نيز بازي مي کنند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:21  توسط روزنامه صبح  | 
بخش دوم : ارزيابي طرح تحول اقتصادي

اشاره : در بخش اول اين مقاله که در ديروز به چاپ رسيد کلياتي پيرامون نفت و نظام يارانه‌هاي در اقتصاد ايران ارائه شد. بخش دوم که اکنون پيش روش شماست به بررسي اجمالي طرح تحول اختصاص دارد.

يارانه هائي که بايد نقدي شوند

آرش جوادي نژاد-  تقريبا در تمامي نقاط دنيا اقتصاددانان به اين نتيجه رسيده اند که براي کمک به اقشار کم در آمد بدترين کار سوبسيد دادن به مصرف و جايگزين مناسب و بلافصل آن کمک مستقيم دولت به اين اقشار است.  بر پايه چنين امري سال‌هاست اقتصاددانان ايراني نيز بر اين نکته پاي فشردند که عرضه‌ي پائين‌تر از قيمت حقيقي کالاهائي چون بنزين نه تنها کمکي به قشر محروم نمي‌کند بلکه موجب اتلاف منابع دولت است. طي سال‌هاي گذشته اولين تلاش جدي براي حذف چنين يارانه‌هائي در دولت محمد خاتمي و بوسيله‌ي برنامه‌ي سوم توسعه شکل گرفت. مطابق قانون برنامه‌ي سوم قيمت حامل‌هاي انرژي سالانه افزوده مي‌شد تا جائي که با قيمت جهاني برابر گردد. در چنين شرايطي با روي کار آمدن مجلس هفتم، مجلس‌نشينان با اين استدلال که تورم در ايران ناشي از شوک قيمتي است که افزايش سالانه‌ي نرخ بنزين به اقتصاد تحميل مي‌کند، قانون تثبيت قيمت‌ها را به تصويب رساندند که مطابق با آن دولت موظف بود از آن سال به بعد حامل‌هاي انرژي را بدون افزايش قيمت عرضه کند. بدين ترتيب اولين تلاش عملي براي گام گذاردن به فرآيند نقدي شدن يارانه‌ها در نطفه خفه شد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:20  توسط روزنامه صبح  | 

خوابگاه نمي دهيم!

صبح: پس از اعلام نتايج تکميل ظرفيت کنکور امسال و پذيرفته شدن تعدادي ديگر از ورودي هاي جديد که قرباني کنکور ناعادلانه امسال شده بودند، مشکلات ديگري براي آنان به وجود آمده است. مديريت شرط پذيرفتن اين دانشجويان را امضاي فرمي اعلام کرده که در آن بايد تعهد داده شود که تا پايان دوران تحصيلات به آنان خوابگاه تعلق نمي گيرد. اين امر بسياري از اين دانشجويان را در لحظه ورود به دانشگاه در تنگناي عجيبي قرار داده است. خبرهاي تکميلي در روزهاي آتي اعلام مي گردد.

بازديد از خوابگاه

صبح: مطابق اخبار رسيده امروز دوم دي ماه بعد از نماز مغرب و عشاء رياست دانشگاه، نماينده نهاد رهبري و جمعي ديگر از مديران از خوابگاه داخل بازديد به عمل خواهند آورد.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:16  توسط روزنامه صبح  | 
  

 عکس از: ميلاد ابراهيمی ذاکر

در حالی که سهميه کره، پنير، قند و شکر از کالابرگ شماره يک در حال توزيع ميان دانشجويان است، از تارخ انتقضای کره های توزيعی دو روز می گذرد!! تاريخ انقضا 30 آذرماه.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:16  توسط روزنامه صبح  | 
سوگند روشنی 

کاش مي شد ناله ها کم مي شدند           

شاپرکها شاه عالم مي شدند

ياکه اين آدم نماها، لحظه اي                

 آرزو دارم که آدم مي شدند

...

باز هم در قلب من بارندگيست      

ماه چشمم عاري از تابندگيست

تک نگاه دستهاي خسته ام

آرزوي چند لحظه زندگي است

خسته ام از اين همه آدم نما

کارشان شب تا سحرگه بندگي است

در ميان قلبشان احساس و عشق

تا هميشه مايه ي شرمندگيست

حسرت چشمان قلبم تا ابد

يک دقيقه لذت پايندگيست

ليک در ميدان جنگ روزگار

جرم من اين بار هم بارندگيست

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:13  توسط روزنامه صبح  | 
آمنه شيرافکن

مجلس هشتم طرح بومي گزيني دختران در دانشگاه ها را اعلام وصول کرده و در حال حاضر سکوت بر پارلماني حاکم است که گويا نهادينه ساختن تبعيض عليه حقوق زنان را در دستور کار قرار داده است.

بارقه‌هاي الطاف دولت نهم به زنان سيري هوشمندانه و ظريف را پي گرفته به شکلي که توان مبارزه جنبش هاي اجتماعي نيز در مواجه با آن اندک اندک کمرنگ تر شده و شايد بتوان يکي از دلايل اصلي اين موضوع را فضايي دانست که در شرايط کنوني بر نهادهاي مدني و جنبش هاي اجتماعي حاکم شده است. دولت نهم از تغيير نام مرکز زنان رياست جمهوري به مرکز خانواده، برنامه هاي مدون خود در حوزه زنان را آغاز کرد و کمي بعد در طرح کاهش ساعات کار زنان و لايحه حمايت از خانواده سياست هاي خود را در زمينه کاهش حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي توسعه داد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:12  توسط روزنامه صبح  | 
سجاد حسيني فخر: همان گونه که در خبرها آمده بود متأسفانه تاکنون با برگزاري تريبون آزاد دانشجويي بوسيله شوراي صنفي مرکز موافقت ننموده است. برگزاري اين تريبون آزاد در خلال چند سال گذشته به يک سنت خدشه ناپذير بدل گشته بود و همه ساله بدون هيچ گونه مشکلي برگزار مي گرديد. حتي گاهي دو تريبون آزاد در يک سال برپا مي شد.

اين برنامه معمولاً به شکل محلي براي پاسخگويي مديران و بالخص رياست دانشگاه در قبال عملکرد يک ساله خود مبدل گشته بود. دانشجويان از قشرها و طيف هاي مختلف مشکلات گونه گونه خود را از قبيل مشکلات آموزشي، فرهنگي و ... مطرح مي کردند. 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:33  توسط روزنامه صبح  | 
«مرگ، گاهي، ريحان مي چيند»

همين ۱۶ آذر بود که مهلتي ۱۵ روزه به مسئولين دانشگاه داديم تا در مورد بي کفايتي و سو مديريت خودشان تجديد نظر کنند. چيزي نمانده بود مهلت دانشجويان معترض به اتمام رسد که فاجعه اي رخ نماياند. صبح پنچ شنبه ديگر فراموش کرديم که ما مشکلاتي صنفي و سياسي در دانشگاه داريم. صبح پنج شنبه دغدغه هاي مان رنگي ديگر گرفت. در اين روز فهميديم در دانشگاه مازندران با جان دانشجويان نيز به راحتي بازي مي شود. دريافتيم هرچه براي آقايان مهم باشد، جان دانشجو سخت بي ارزش است. صبح پنج شنبه که درب واحد شماره يک خوابگاه رضايي (يکي از خوابگاههاي دانشگاه مازندران) شکسته شد، با هولناک ترين دستاورد مديران دانشگاه مازندران روبرو شديم؛ جسد خشک شده ي ثريا رييسي دانشجوي ترم ۵ شيمي و شيوا دلفاني دانشجوي ترم ۲ مديريت صنعتي، بي شک اشک را بر گونه ها جاري کرد. ياد اين افتاديم که به بيستمين سالگرد تولد شيوا چيزي نمانده بود. با خوشحالي مي گفت: «دوست دارم ببينم ۲۰ سالگي چگونه است…» 

آقاي پرفسور عليزاده، رياست دانشگاه، شيوا بيست سالگي اش را نديد. دختر شما چند ساله است؟ دوست داريد ۲۰ سالگي اش را ببينيد؟ به پدر و مادر اين دو چه پاسخي مي توانيد بدهيد؟ ياد آن افتاديم که ثريا معتمد ترين فرد ميان بچه هاي خوابگاه بود. مادر ثريا اولين کسي بود که دنبال ثريا آمد. ياد چشمان اشکبارش افتاديم. آقاي علويان! نبايد بپرسيم اين چه گونه خوابگاهي است که شما متولي اش هستيد؟ جواب اشک هاي مادر ثريا را چگونه مي دهيد؟ چرا بايد در اثر بي کفايتي يک معاون دانشجويي، دو خانواده داغدار عزيزانشان باشند؟ آقاي مسئول چه گونه از اين به بعد سرتان را بالا خواهيد گرفت؟ چگونه خوابگاهي که تاکنون سابقه ي نشتي گاز داشته است را قابل سکونت براي دانشجويان دانستيد؟ ياد اول ترم افتاديم که آقاي حليمي در مقام رييس حراست به خانواده دانشجويان مي گفت، براي امنيت جاني فرزندانتان آنها را در اين خوابگاه هاي خود گردان اسکان دهيد! شب پنج شنبه که امنيت جاني اين دانشجويان به مخاطره افتاد، آقاي حليمي و ماموران ايشان کجا بودند؟ ياد دوست ثريا و شيوا افتاديم که ضجه مي زد: « آقاي حليمي، معلم اخلاق، دروغ گفتي!» آقاي حليمي مگر نمي گوييد اين گونه خوابگاه ها تحت نظارت شما هستند؟ نکند مامورين شما فقط مامور تامين امنيت اخلاقي آنها هستند و امنيت جاني جوانان کشور به شما ربطي ندارد؟ فاجعه در خوابگاه رضايي رخ داد، اگر فردا در خوابگاه شقايق که به مراتب از اين خوابگاه موقعيتي بغرنج تر دارد، فاجعه ي ديگري رخ بدهد چه بايد کرد؟ اصلا براي آقايان مهم است دانشجويي جانش را به اين راحتي از دست بدهد؟ اگر مهم بود که ستاد اسکان دانشگاه را به بسيج دانشجويي نمي سپردند. آخر يک دانشجوي بسيجي از تاسيسات ساختماني و ايمني محيط چه مي داند که او را مسئول تاييد و انتخاب اين خوابگاه ها مي کنند؟ چرا در ازاي اعطاي يک اتاق مجاني به دانشجويان بسيجي آنها را مامور تبليغات براي اين خوابگاه هاي فاقد کيفيت مي کنيد؟

آقايان مسئول! آيا مي توانيد خودتان را جاي والدين اين دو دانشجوي جوان قرار دهيد؟ شيوا و ثريا دختراني با هزاران آرزو بودند و با شوق رسيدن به فردايي بهتر هميشه نمونه ي ما بودند، اکنون هر دو در سينه ي خاک آرميده اند. هولناکي اين مسئله برايتان قابل درک است؟ چرا جان يک دانشجو اين قدر برايتان بي ارزش است؟ آقاي عليزاده، آقاي علويان يا حتي آقاي حليمي نمي گوييم سر به کوه و بيابان بگذاريد، حداقل شرم و حيا و انسانيت را از ياد نبريد. حداقل به طور نمادين براي اينکه ثابت کنيد انسانيد استعفا دهيد مطمئن باشيد مقامات بالاتر شما را رها نخواهند کرد…

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:32  توسط روزنامه صبح  | 

بخش اول: يارانه‌ها در ايران

آرش جوادي‌نژاد ـ اواخر هفته‌ي گذشته محمود احمدي نژاد براي چندمين بار از حضور در مجلس براي تشريح جزئيات طرح تحول اقتصادي سر باز زد. اين در حالي است که گمانه زني‌هاي بسياري در مورد اين طرح عظيم اقتصادي مطرح است و طيف متفاوتي از فرضيات و گمانه زني‌ها پيرامون اين مسئله شکل گرفته است. اين طيف از يک سو شامل نظريات خوش بينانه ايست که کليد تحول اقتصاد(و حتي سياست) در ايران را در اجراي چنين طرحي مي‌داند و اجراي آن را يک گام رو به جلو در مديريت اقتصادي کشور قلمداد مي‌کند و در سوي ديگر شامل گمانه زني‌هاي بدبينانه ايست که اجراي شتاب زده‌ي اين طرح را موجب شوک تورمي عظيم و تشديد آشفته گي اقتصادي ايران بر مي‌شمارد و معتقد است دولت ايران توانائي اجراي درست چنين طرحي را با همه‌ي ابعاد لازم آن ندارد و بالاطبع هدف از اجراي آن در يکسال پاياني دولت چيزي جر تقسيم پول نقد ميان مردم و ترغيب آنان براي راي مجدد به دولت نيست. در چنين شرايطي و در حاليکه هنوز هيچکس از جزئيات طرح احمدي نژاد و کارگروه تحول اقتصادي خبر ندارد عدم حضور رئيس دولت در پيشگاه نمايندگان مجلس که به عنوان نماينده‌ي ملت بايد براي اجراي آن راي دهند و قانون تصويب کنند موجب افزوده شدن بر ابهامات اين طرح عظيم اقتصادي شده است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:31  توسط روزنامه صبح  | 
 

يلدا گذشت.

شبیه تمام شب‌های شرم‌آگین کم‌لباس زمستانی!

لمیده به گرمای شوفاژهای خانه‌های معمولی،

همراه سیگار سیگار احساس موجّه روشنفکری!

با پرده‌ای ضخیم،

ظرف آجیل و دانه‌های سرخ میوه‌ای به نام انار،

آن قدر گرم

که هوای بلعیدن هندوانه‌ای سرد می‌کنی!

لعنتی! زمستان است! هیچ سرما نمی‌فهمی؟

 

آری پدر! می‌دانم، می‌دانم.

یلدا مبارک است برای من،

اما

تمام کسانی که سردشان بود،

امشب،

یک دقیقه بیشتر لرزیدند.

(مسخ)

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:29  توسط روزنامه صبح  | 
سارا لقایی

به مدد اينكه كرجي بودم و اجازه دادند دو سال در خوابگاه دانشگاه تهران بمانم، دختران زيادي را ديده‌ام كه پيش از آنكه تركش سهميه‌بندي جنسيتي و بومي‌گزيني به‌شان اصابت كند، شانس آن را پيدا كردند تا استقلال نصفه و نيمه‌اي را در پايتخت تجربه كنند. اين تجربه دنياي بسياري از آنان را زير و رو كرد. طوري كه خيلي‌هاشان با شنيدن اينكه قوانين دوباره دارد دختران را به زير لواي خانواده هدايت مي كند آهي آميخته به اشك مي‌كشند. در اين گزارش سعي كرده‌ام مسير زندگي دختري را نشان دهم كه رفتن به شهري بزرگتر براي تحصيل نقطه عطف آن بوده است.

”يك روز برادرم بي بهانه، به صرف اينكه مثل او فكر نمي كنم، به طرفم خيز برداشت تا كتكم بزند. دستش را پس زدم و گفتم اگر نوك انگشتت به من بخورد فردا به دادگاه مي كشمت. عقب نشست و هيچ چيز نگفت.“


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:27  توسط روزنامه صبح  | 
محمد مهدي نايب پور: مساله ي فعاليت دانشجويي در قالب کانون هاي فرهنگي و هنري علاوه بر جنبه ي فعاليت فرهنگي يا هنري خود - در قالب تمرين نواختن موسيقي يا اجراي تئاتر يا مطالعه ي تاريخ و... - داراي جنبه ي از يک فعاليت اجتماعي و مدني است. اينگونه که در وراي اين فعاليت هاي هنري يا فرهنگي، فضايي جهت تمرين گفتگو، تساهل، هم انديشي و نقد به وجود مي آيد که به نظر نگارنده اين وجه از فعاليت باارزش تر و ماندگارتر از وجه ديگر آن است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:14  توسط روزنامه صبح  | 
 
  بالا