|
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
|
||
|
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست |
دليري قبل از هر چيز و بيش از هر چيز اعتماد به نفس لازم دارد كه با هويت امروز دانشجو در تضاد است .دانشجو يي كه در دهه هاي 40 و 50 خود را چنان مي يافت كه از اهل و عيال و مال و منال دست مي كشيد و همه چيز را دگرگون مي كرد حال چه شده است كه به چنين سرنوشتي دچار شده است؟
مادام كه محافظه كاري توام با ملاحظه كاري است ، چيزي دگرگون نمي شود تا ترس بريزد و مادام كه ترس نريزد ،چيزي دگرگون نمي شود و به نظر من اين يكي از عوامل ايستايي دانشگاه و ئانشگاهي به عنوان قشري تاثير گذار در جامعه ي ايران است .
امروز در دانشگاه نيز به نظر مي رسد ما با چنين وضعيتي مواجهيم. مرور اتفاقات رخ داده در دو سه ساله اخير، اشتباهات فراوان دانشجويان را به چشم مي آورد. در برابر ايجاد محدوديت هاي روزافزون، ما گام به گام كوتاه آمده و عرصه را براي تاخت و تاز باز نهاديم. اين وضعيت تا جايي پيش رفته كه اكنون براي ابتدايي ترين حقوق خود نيز نياز به چانه زني داريم و اين چنين براي ما جا انداخته اند كه گرفتن پيش پا افتاده ترين چيزها نيز تنها با لطف مديران امكان پذير است.
دانشگاه در ايران تاريخچه اي هفتاد ساله و بسيار پرافتخار دارد. بسياري مواردي كه در حال حاضر ما به عنوان امري بديهي پذيرفته ايم حاصل تلاش، كوشش، مقاومت ها، پرداخت هزينه و پايداري دانشجوياني در ادوار گذشته بوده است. شايد بيان روند تأسيس انجمن هاي اسلامي در دانشگاه ها به روشن تر شدن مسئله كمك رساند.
برگزاري جلسه کميته ناظر براي درخواست تريبون آزاد
جلسه شوراي فرهنگي براي تشکل“آرمان“
بيانيه جنبش عدالتخواه دانشجويي براي انتخابات رياست جمهوري
حضور سرزده احمدينژاد در دانشگاه علم و صنعت در روز تعطيل
موج سوم: کمال تبريزي، کارگردان محبوب کشورمان و سازنده فيلمهاي موفقي همچون «مارمولک»، «ليلي با من است» و «شيدا»، ورود خاتمي به عرصه انتخابات را مايه دلگرمي و آرزويي براي پرواز دوباره خود دانسته است.
اين فيلمساز کشورمان در يادداشتي با عنوان "بالي براي پروازم آرزوست" نوشته است: اين روزها خيلي دلگير بودم. محدوديت و بسته بودن فضا و اينکه در اغلب موارد دوغ رو به عنوان دوشاب! جلوه ميدن! در اصل و باطن، همه چي بههم ريخته است و هيچي سرجاي خودش نيست. ولي در فرع و ظاهر همه چي درست جلوه داده ميشه!
کمال تبريزي در اين يادداشت که در هفته نامه چلچراغ منتشر شده است، مينويسد: ديگه تقريباً راجع به خيلي موضوعات نميشه بنويسي و کار کني. تو فکراي قاطي پاطي اين سالها بودم که خبرو شنيدم؛ دلم باز شد و فوري به خودم گفتم: يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور! و انشاءالله نتيجه هم طوري ميشه که همه نشون ميدن فرق دوغ و دوشاب رو ميدونن. اصلاً فرق دوغ و دوشاب معلوم ميشه. تو اين سالها معلوم نبود.
متني كه از نظرتان گذشت قسمتي از داستان چمدان از مجموعه داستانهاي "چمدان" بزرگ علويست.
داستان چمدان ، داستان پسر و دختر جوانيست كه پسر از تجملات خانه ي پدري گريخته است و رابطه اش با پدر به سردي رفته است و دختر كه كاتوشكا نام دارد، عاشقانه جوانك را دوست دارد اما مجبور است كه با مردي ثروتمند ازدواج كند تا آينده اش تأمين شود.
چاوز که از سال 1998 در مسند رياست جمهوري ونزوئلا قرار دارد و تا سال 2012 نيز اين پست را در اختيار خواهد داشت پس از يک دهه رياست بر دولت عنوان مي کند که براي اصلاحات مورد نظرش نياز به فرصت بيشتري دارد و با به راي گذاشتن اصلاحات مورد نظر خود که طبق آن دوران رياست جمهوري نا محدود خواهد شد مي تواند تا زماني که پيروز انتخابات باشد کانديد شود تا برنامه هاي خود را به سرانجام برساند. چاوز سال گذشته نيز چنين رفراندومي برگزار کرد ولي با 51% راي مخالف موفق به کسب نظر مساعد مردمش نگشت. در طي اين اصلاحيه ها استقلال بانک مرکزي اين کشور نيز ملغي و اختيار تام آن در دست رئيس جمهور قرار مي گرفت. مخالفان چاوز وي را متهم کرده اند که با نامحدود کردن دوران رياست جمهوري تلاش مي کند که در ونزوئلا يک حکومت ديکتاتوري برقرار کند.
اما به راستي رمز و راز خوشنامي مرحوم بازرگان بعد از گذشت اين سالها، آنچنان که همگي دوست و دشمن، بر صافي و زلالي اش صحه مي نهند چه بوده است؟ پيام بازرگان براي ما و نسل ما چيست؟ و آخر و مهم تر از همه آنکه راه بازرگان و درسهايي که بتوان از آن گرفت چيستند؟
بيش از صد سال قبل آن زمان که رضاشاه دانش آموزان برگزيده را به خارج از کشور اعزام نمود، جواني مويد و موفق از امتحانات به فرانسه اعزام شد و آن جوان که پس از هفت سال تحصيل به ايران بازگشت. مهندس مهدي بازرگان بعنوان نخستين دانشيار دانشکده فني به تدريس پداخت، سالها بازرگان به تدريس و نشر علوم پرداخت و 8 اختراع وي در رشته تخصصي اش بر جاي گذاشت. توامان با سالهاي تدريس و استادي، وي با داير نمودن انجمن ها، گروهها و آموزش شان، به اين درد فرديت کمک کرد.
با تسليت ايام اربعين حسيني
....
از تن بي تاب من جز تيغ غمخواري نكرد
زخم روي زخم مي آمد دلم زاري نكرد
تا رسانم آب را بر تشنگان كربلا
دست حتي تا كنار خيمه ام ياري نكرد
آبرويم مشك بود و ريخت آب و هيچ كس
غير خون ديده از من آبروداري نكرد
تير بر يك چشم خورد و چشم ديگر شرم داشت
زآن سبب اشكي به روي گونه ام جاري نكرد
گرچه يك جرعه نمي نوشيدمش اما فرات
ديد مي سوزد لبان تشنه ام كاري نكرد
در غريب آباد دشت كربلا جز فاطمه
هيچ كس از اين دل تنها پرستاري نكرد
بودم اي "سوگند" اسير رشته ي عشق حسين
كس به غير او زمن رفع گرفتاري نكرد
بهترنيست به جاي اينکه از ماههاي ديگران استفاده کنيم ، از ماه خودمان استفاده کنيم؟
آيا بهتر نيست به جاي اينکه زادمرگ يک کشيش مسيحي را جشن بگيريم، يک جشن کهن خودمان را زنده کنيم؟
آيا بهتر نيست يک جشن چند هزارسالهي ايراني را به جاي يک جشن چندصدساله اروپايي جشن بگيريم؟
آيا بهتر نيست به جاي ولنتاين غربي ، که هيچگونه به زبان فارسي نميآيد، اسفندگان(سپندارمزگان) را جايگزين کنيم؟
در اين هجوم تبليغاتي وسيع که در حال غرق شدن هستيم اگر کمي شل بجنبيم تا صد سال ديگر هيچ چيز از ما باقي نمي ماند...
آنقدر حجم تبليغاتي شرق و غرب بالا است که کافي است کوچکترين چيزي از آنان را وارد کنيم تا ديگر هيچ جايي براي رسوم خودمان نماند
مي دانم بسيار چيزهاي مهمتر وجود دارد. اما، بياييد تا اين جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جايگزينش کنيم.
ابوريحان بيروني مي نويسد : "اسفندارمذ ايزد موکل بر زمين و ايزد حامي و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همين مناسبت اين روز عيد زنان به شمار مي رود."
هر هفته با توجه به زماني که در اختيار دارم به مطالعه ي برخي از جرايد ميپردازم؛ از اين روي براي جلوگيري از پيشامدن شائبه برخورد حذفي با اطلاعات در ذهن خواننده ي گرامي بر خود لازم ميدانم تا ليست جرايد مطالعه شده را به حضورتان عرضه کنم. ضمنا سعي ميکنم تا مطالب گردآوري شده طيف گسترده اي از ديدگاههاي آگاهان سياسي( اعم از پوزيسيون و اپوزيسيون، راست و چپ و داخل و خارج) را دربربگيرد.
در پايان به همه ي دوستان توصيه ميکنم که به اين اندک خلاصه ها اکتفا ننموده و ضمن مراجعه به آرشيو مطبوعات مورد اشاره در جهت ارتقاي دامنه ي اطلاعات و عمق تحليل خود بکوشند.
اميد است اين اندک، موجبات رشد فعاليت هاي سياسي دانشجويان را فراهم آورد.
در اين سر مقاله قصد بر اين است ، شما را به وجهي جلب کنم که به گمان من براي دست يافتن به آزادي ضرورت حياتي و تعيينکننده دارد.
همگان بر اين واقفند که پيش شرط کوششي صادقانه براي رسيدن به آزادي، اعتقاد داشتن و عمل کردن به برابري است و همانگونه که برابري بدون آزادي بي معني است، آزادي هم بدون برابري فقط ميتواند فريبنده باشد.
ذکر مصيبت مشکلات آموزشي و شرح و ريشه يابي آنچه شاهد آن هستيم اگر چه در قالب يک مقاله مجال خودنمايي نمي يابد اما براي شروع واکاوي و نقد حوزه هاي آموزشي نگاهي اجمالي به مشکلات پيش آمده در انتخاب واحد ترم جاري و ساير مسائل آموزشي از جمله ارائه کلاس هاي جدا براي دختران و پسران در دروس پايه و کاهش محسوس سطح نمرات مي تواند مثمر ثمر باشد.
محمد علي نجفي (كارگردان سربداران) هنگامي که با اين سؤال مجري برنامه روبرو شد که پرسيد چطور شد که شما فيلم «جنگ اطهر» را کارگرداني کرديد گفت: «ما گروهي بوديم که در سالهاي قبل از انقلاب فعاليتهاي سياسي انجام ميداديم و علاوه بر آن معتقد بوديم در کنار فعاليتهاي سياسي بايد به فعاليتهاي فرهنگي نيز پرداخت».
وي افزود: «انجمن اسلامي مهندسين، جايي بود که ما فعاليتهاي سياسي و فرهنگي خود را در آنجا برنامهريزي ميکرديم و در حال حاضر هم بسياري از شخصيتهاي بسيار برجسته کشور از اعضاي انجمن اسلامي مهندسين هستند».
نجفي گفت: «يکي از اين افراد مهندس مير حسين موسوي است، که من اميدوارم ايشان نامزدي در انتخابات رياستجمهوري را بپذيرند چرا که بهترين گزينه براي انتخابات هستند». مجري برنامه که به نظر ميرسيد غافلگير شده باشد، با طرح سؤال ديگري، صحبتهاي نجفي را قطع کرد.
جواني هم سن و سال من نشست توي تاکسي. از راننده پرسيد: تا ميرداماد هم مي رين؟
راننده با لحني فيلسوفانه پاسخ داد: اگر قسمت بود. تا خدا چه خواهد.
جوان گفت: يعني خدا از شما سلب اختيار کرده؟ نخير قسمت را خود ما مي سازيم.
پيرمرد که به مقدساتش (مذهب مقدس ما ايراني ها، مذهب "تحقير خود" و "ناتواني" است) توهين شده بود گفت: نخير جوون. شما نمي فهمي. ما اختياري نداريم. فقط اومديم که امتحان پس بديم.
اتهام این فعالین شرکت در تجمع جلوی درب ریاست و همچنین نوشتن مقالات! در نشریات دانشجویی اعلام گردیده است.
گفته می شود کمیته انضباطی که دبیر آن به تازگی تغییر کرده قصد احضار دانشجویان دیگری را نیز دارد و صحبتهای مدیران دانشگاه و همچنین اعلام تشکیل 3 جلسه در طول هفته آینده موید این امر است.
این گونه برخورد ها که بعد از حضور آیت اله خامنه ای در دانشگاه صورت می گیرد به نوعی بهره برداری سیاسی از حضور رهبری در دانشگاه علم و صنعت محسوب می گردد. لازم به ذکر است رفتار جبل عاملی رئیس انتصابی دانشگاه و دیگر مدیران دانشگاه بعد از حضور رهبری تغییر محسوس داشته و رئیس انتصابی دانشگاه اقدام به لغو مجوز تریبون آزاد روز دانشجو که هرساله توسط شورای صنفی برگزار می گردید، نمود و همچنین به هیچ یک از در خواست های شورای صنفی و کانونهای فرهگی برای برگزاری مراسم و و بر نامه ها از جمله شب یلدا مجوز داده نشد. همچنین هفته نامه "پویش" و روزنامه "کورسو" نیز با دلایل کاملا غیر منطقی و بی سابقه به کمیته ناظر بر نشریات احضار گردیده بودن که جلسه این کمیته نیز هنوز تشکیل نگردیده است.
لازم به ذکر است در پی این اقدامات گستاخانه و توهین آمیز جمعی از فعالین دانشجویی تجمعی اعتراض آمیزی با مضمون "هشدار نسبت به وضعیت دانشگاه" در مقابل درب اتاق ریاست انجام داده بودند و اعلام نموده بودند در صورت عدم بهبود شرایط برای منتقدین دولت و مدیریت "که اگر اقدامی صریح صورت نگیرد، جامعه دانشگاهی علم و صنعت فریاد اعتراض خود را به انحای مختلف و هر چه رساتر بانگ خواهد زد."
خبر این تجمع پیش از این با عنوان هشدار به جبل عاملی در روزنامه صبح منتشر شده بود. به نظر می رسد ریاست دانشگاه علم و صنعت قصد دارد بدین وسیله از نویسنده مقاله آقای رییس! خجالت هم خوب چیزی است انتقام بگیرد.
|
|