|
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
|
||
|
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست |
دليري قبل از هر چيز و بيش از هر چيز اعتماد به نفس لازم دارد كه با هويت امروز دانشجو در تضاد است .دانشجو يي كه در دهه هاي 40 و 50 خود را چنان مي يافت كه از اهل و عيال و مال و منال دست مي كشيد و همه چيز را دگرگون مي كرد حال چه شده است كه به چنين سرنوشتي دچار شده است؟
مادام كه محافظه كاري توام با ملاحظه كاري است ، چيزي دگرگون نمي شود تا ترس بريزد و مادام كه ترس نريزد ،چيزي دگرگون نمي شود و به نظر من اين يكي از عوامل ايستايي دانشگاه و ئانشگاهي به عنوان قشري تاثير گذار در جامعه ي ايران است .
چاوز که از سال 1998 در مسند رياست جمهوري ونزوئلا قرار دارد و تا سال 2012 نيز اين پست را در اختيار خواهد داشت پس از يک دهه رياست بر دولت عنوان مي کند که براي اصلاحات مورد نظرش نياز به فرصت بيشتري دارد و با به راي گذاشتن اصلاحات مورد نظر خود که طبق آن دوران رياست جمهوري نا محدود خواهد شد مي تواند تا زماني که پيروز انتخابات باشد کانديد شود تا برنامه هاي خود را به سرانجام برساند. چاوز سال گذشته نيز چنين رفراندومي برگزار کرد ولي با 51% راي مخالف موفق به کسب نظر مساعد مردمش نگشت. در طي اين اصلاحيه ها استقلال بانک مرکزي اين کشور نيز ملغي و اختيار تام آن در دست رئيس جمهور قرار مي گرفت. مخالفان چاوز وي را متهم کرده اند که با نامحدود کردن دوران رياست جمهوري تلاش مي کند که در ونزوئلا يک حکومت ديکتاتوري برقرار کند.
در اين سر مقاله قصد بر اين است ، شما را به وجهي جلب کنم که به گمان من براي دست يافتن به آزادي ضرورت حياتي و تعيينکننده دارد.
همگان بر اين واقفند که پيش شرط کوششي صادقانه براي رسيدن به آزادي، اعتقاد داشتن و عمل کردن به برابري است و همانگونه که برابري بدون آزادي بي معني است، آزادي هم بدون برابري فقط ميتواند فريبنده باشد.
عدم وجود انجمن اسلامي يا بهتر بگويم تعطيلي اجباري آن، كه عملاً بار زيادي را بر دوش شوراي صنفي دانشگاه گذاشته است.
عدم وجود تشكلي در جهت فكري غالب دانشجويان.
فضاي امنيتي حاكم بر دانشگاه كه در ايجاد آن گاهاً دانشجوياني از مديران پيشي مي گيرند و ...
به هر حال مديريت از آنجا که انتصابي است موظف است يک سري دستورات رسيده را اجابت نمايد و سنگ اندازي هايي در برابر فعالين صورت دهد. زيرا در غير اين صورت فلسفه وجودي خود را از دست داده و مطمئناً با افرادي ديگر جايگزين مي شوند. اين کارشکني ها به نوعي وظيفه تاريخي آنان است و بايد پذيرفت که دارند نقش تاريخي خود را نيز به خوبي نيز بازي مي کنند.
اين برنامه معمولاً به شکل محلي براي پاسخگويي مديران و بالخص رياست دانشگاه در قبال عملکرد يک ساله خود مبدل گشته بود. دانشجويان از قشرها و طيف هاي مختلف مشکلات گونه گونه خود را از قبيل مشکلات آموزشي، فرهنگي و ... مطرح مي کردند.
کلام آخر اينکه اگز پذيرفته ايم که مسايل بي شمارمان در پيوند با اعتقاد و عمل به آزادي قابل حل اند، پس مهمترين مشکل کنوني ما و فرهنگ ما و جامعه ما تفکر اشتباه حاکم بر ذهنيت ما است.
نمايشگاه در چند غرفه برگزار خواهد شد و به صورت سلسله وار تشکلها و نشريات و به طور عام فعالان دانشجويي در آن حضور خواهند يافت. در اين مورد چند اقدام مناسب مي نمايد؛
میلاد ابراهیمی ذاکر: با آغاز به کار دولت احمدی نژاد در سال 84، باز هم به شیوه ی سنتی و تاریخی ما ،همه ی مدیران کشور در تمام سطوح جای خود را به کسان دیگری دادند تا تراژدی تلخ تک صدایی در تاریخ ایران باز هم دست نخورده باقی بماند. دانشگاه که به عنوان قشری تعیین کننده در کشور ما قلم داد می شد نیز از این امر مستثنی نبود.
صبح دانشگاه علم و صنعت با گروهی از متشکل از فعالین دانشگاه در سال 84 پا به عرصه ی نشریاتی دانشگاه گذاشت. فعالینی که تا قبل از آن با فضایی متفاوت چه از لحاظ نشریاتی و چه از لحاظ سیاسی در سال های قبل روبرو بودند. صبح در راستای آگاهی دانشجویان و در جهت بهبود فضای دانشگاه قدم برداشت و با انتشار 100 شماره در آن سال تحصیلی کارنامه ای موفق را از خود به جای گذارد و مهمترین افتخار آن مقبولیت و پشتوانه دانشجویی آن بود.
روزنامه در سال بعد نیز هدف خود را ادامه داد و موفق به انتشار 100 شماره نیز در این سال گردید تا پر تیراژترین و مداوم ترین نشریه داشگاه لقب بگیرد. در این سال با رونمایی سیاست های اصلی مدیران، صبح وظیفه سنگین تری را در قبال دانشجویان بر دوش می کشید تا آنکه صبح قربانی سیاست های سلبی مدیریت گشت و با حکم توقیف 3 ماهه روبرو شد ولی مدیریت که توقیف 3 ماهه را برای پیشبرد اهدافش کم می دید در مهر 86 بدون آنکه شماره ای از صبح پس از توقیف 3 ماهه انتشار یافته باشد، توقیفی 1 ساله را برای آن در نظر گرفت.شاید دانشجویان که عادت به دیدن صبح در سلف و تریا داشتند آن را فراموش کنند.
اکنون با نام صبح و به امید صبح و با اجازه از همه ی کسانی که در این روزنامه زحمت کشیدند و خون دلها خوردند مفتخر به انتشار آن هستیم. باشد که لیاقت انتشار آن را داشته باشیم...
صبح تقدیم به
خویشان، به دوستان، به یاران آشنا
به آنان که با قلم، تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می کنند
خاتمي در اين نشست اظهار داشت: وقتي مي گوييم جامعه ما نيازمند و خواستار مردم سالاري است يک توصيه کلي و خطابه سرايي نمي کنيم، بلکه بنده معتقدم که مردم سالاري يک تقدير الهي و فرمان تاريخي براي جامعه ماست و برآمده از وجدان بيدار و آگاه جامعه است. وي اضافه کرد: دين هم وقتي مي خواهد در عرصه حيات اجتماعي حضور به هم برساند، به نظر ما منطبق با اين تقدير الهي و نياز زمانه و خواست وجداني جامعه ماست و نه تنها مخالف آن نيست که مؤيد و سازگار با آن است. خاتمي سپس به برخي اشکالات و نگراني هايي که در اين خصوص با طرح موضوعاتي چون «اگر دين مي خواهد در عرصه اجتماعي زندگي انسان دخالت کند و بي تفاوت نيست، سوءاستفاده هايي که در طول تاريخ از دين شده است و به نام دين انسان تحقير شده است، حقوق آن زير پا نهاده شده و سرکوب شده است، آيا نگران کننده نيست؟» و «آيا کساني که به اين نتيجه مي رسند که براي اينکه انسان زندگي امن و آرامي داشته باشد، دين بايد از عرصه حيات اجتماعي انسان خارج شود و فقط به جنبه فردي بپردازد، بخشي از آن به دليل همين اشکالات و نگراني ها نبوده است؟» به اين نگراني از ديدگاه خود پاسخ گفت. وي گفت: دين مورد سوءاستفاده قرار گرفته و اين سوءاستفاده يا از جهل و تعصب و ظاهربيني و عادت زدگي کساني بوده است که ادعاي متولي گري دين را داشته اند يا ناشي از خو و روش و منش خودکامگان مستبدي بوده است که از دين براي تحکيم استيلا و سلطه خود سوءاستفاده کرده اند. اين سوءاستفاده ها وجود داشته است، اما من مي خواهم بگويم که اين مسئله هيچ ربطي به حقيقت و جوهر دين ندارد، بلکه از دين سوءاستفاده شده است.
دانش آموزان نخبه و پرتلاش کشور مشکلات خوابگاه و زندگي در شهر غريب را به جان مي خرند تا بلکه از امکانات بهتر پايتخت و شهرهاي مهم کشور استفاده نمايند، ديگر بايد اين امکانات را دور از دسترس و گاها محال ببيند.
نخست قرارگيري در فضايي اينچنين، پيامي دروني را ناگهان به مخاطب القا مي کند، از جلوي ميز کتابها که رد مي شوي، خود را با انبوهي از کتابهايي مواجه مي بيني که هيچ وقت به آنها و زمينه هاي آنها فکر نمي کنيم.
موضوعاتي مطرح مي شوند که پيش خود مي گوييم اگر اين رشته مهندسي را نمي خواهنديم، قطعا به آن رشته مي پرداختيم. جامعه شناسي، فلسفه، تاريخ، اقتصاد سياسي، ادبيات در اين نمايشگاه با استقبال مناسبي از طرف دانشجويان مواجه شد.
باوند صادقی: حادثه آتش سوزی روز دوشنبه در خوابگاه دختران، نقطه عطفی در اتفاقات دانشگاه در ترم جاری بود که نکات بسیاری را به ذهن متبادر کرد.
بحران اخیر که به ذهن دانشگاه بار دیگر تلنگرهای جدی ای وارد کرد، از بسیاری جهات حائز اهمیت است. نخست آنکه نمایان کنده وضعیت و موقعیت خوابگاه از یک سو و مواجهه با این معزل از سوی دیگر بود. موضوع امنیت و وضعیت نامساعد این خوابگاه چه به لحاظ ظرفیت اسکان، وضعیت رفاهی و نیز امنیت آن، سال گذشته هم به میان آمد و از این حیث امر جدیدی نبوده و برای مجموعه عوامل مدیریت دانشگاه هم تازگی نداشته است. موضوع اسکان آن و کمبود ظرفیت، وصعیت ایمنی و رفاهی آن سال گذشته توسط دبیر شورای صنفی واحد خوابگاه دختران مطرح شد(1) و پیگیری جدی هم در مورد آن صورت نگرفت و به درستی این مطالبات اهمیتی داده نشد. لذا نشانه های آسیب پذیری خوابگاه دختران در مواقع بحران قبلا هم دیده شده بود.
حادثه آتش سوزي شب گذشته خوابگاه دختران از آن جنس حادثه هايي است که نمي داني بابت آن بايد بر وضعيت مديريت گريست و يا از اينکه اين حادثه تلفاتي بيشتر از آنچه اتفاق افتاده نداشته است شادمان بود. اما بيگمان اين روز نيز در تاريخ علم و صنعت ثبت خواهد شد....
آرش مختاری: ابطال حکیمیه از اساس غیر قانونی و نا حق است و وظیفه شورای مرکز پافشاری بر حقوق همه دانشجویان و ایستادگی بر رای آنان است. چرا که شورای صنفی تنها نهادی است که از دل دانشجو بیرون می آید. تنها نهادی است که می تواند در یک روز چهار هزار نفر از دانشجویان یک دانشگاه پاییز گرفته در بهار و غبار بر رو نشسته را متقاعد کند تا نام چند نفر را در برگه ای بنویسند و آن رادر صندوق رای گیری بیاندازد. تنها نهادی است که برای ورود به آن متر و معیار نمی گذارند و برای ورود به آن نیاز نیست از فیلترینگ برخی دوستان بگذری. تنها نهادی است که صدای اعتراضش آنجا که باید بلند می شود و گوش به فرمان مادران فولاد زره نمی دهد.تنها نهادی است که نیاز ندارد نفر اول آن به تایید جایی یا کسی برسد و یا با رابطه ای که با برخی داشته توانسته باشد به آنجا برسد. تنها نهادی است که ...
البته اين مطلب مهم و کليدي را نبايد فراموش کنيم نوع زندگي اکثر ما به صورتي است که به وجود مشکلات عجيب و غريب عادت کرده ايم . حال اين موضوع ، تحليلي فرهنگي يا روانشناسي يا جامعه شناسي داشته باشد ، موضوع مورد بحث ما در اين جا نيست . مهم اين است که وجود دارد و با نگاهي کوتاه به خودمان و اطرافمان به آن پي مي بريم ؛ موضوعات ريز و درشت : اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي و ورزشي و . . .
به ياد جمله اي از " مائو " افتادم که مي گفت : جزئيات مهم نيستند ، ولي واي به حال روزي که جزئيات خود نيز کلياتي شوند .
اما ادامه اين روند بيروني که در تصميم گيري هاي کلان سبب بحران و وارد شدن ضربات بسيار، بر پيکره حوزه هاي مختلف کشور مي شود، يک تاثير مهم دارد و آن اين که چنين فشاري و ادامه روند آن چقدر ادامه دارد و ثانيا در حوزه عملکرد هر بخشي از جامعه، بايستي از مفروضات باشد يا از دستاوردهاي فعاليت؟ پاسخ به اين سوال از آن جهت نمود عيني تري خواهد داشت که اکثر کارنامه ها در حوزه هاي مختلف، تحت تاثير همين گزاره قرار داشته باشد و امکان جمع بندي مهم براي آن حوزه را سلب مي کند.
یوسف نیامی*:بار دیگر نشریه منتقد دیگری از میان نشریات، (هر چند به طور موقت و کوتاه مدت) از سوی مدیریت برتابیده نشد و با حکم محرومیت از میان دانشجویان برداشته شد. گاهنامه آوا که به صورت روزانه منتشر و در دانشگاه پخش می شد عملا به مدت یک ماه نمی تواند به ادامه انتشار بپردازد. یک هفته محرومیت مدیر مسئول از تصدی این سمت و یک ماه محرومیت نشریه از استفاده از تسهیلات دانشگاهی، بدین معنی که دانشگاه سهمیه ای در قبال چاپ این نشریه تا یک ماه تقبل نخواهد کرد حکمی است که چاپ مجدد این نشریه را تا یک ماه دیگر امکان پذیر نخواهد کرد.
*مدیر مسئول نشریه آوا
جامعه اي را تصور کنيد که در آن هر حرکت، جنبش و اعتراض و انتقادي انگ سياسي بودن بخورد و در نطفه خفه شود. جداي از نتايج تل انبار اين اعتراضات و توليد لايه هايي از نارضايتي در اقشار مختلف جامعه که مي تواند تبعات وخيمي به دنبال داشته باشد، نبود اعتراض و انتقاد در جامعه باعث افتادن مديريت ها در يک سيکل دوار مي گردد که در آن هيچ گاه حاکميت براي خود امکان اشتباه قائل نمي شود و اگر حرکتي در راستاي خلاف ميل او در جريان باشد منشا آن را بايد در دامان دشمناني جست که همواره در کمين اند تا تيشه به ريشه مملکت بزنند.
رضا مشیری- "بحران به جایی رسید که در بالاترین سطوح کشور منجر به رسوایی چون کلاهبرداری معروف پنبه در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 می شد، که در آن کارمندان عالیرتبه حزبی و حکومتی ازبکستان و دیگر نواحی حجم قابل توجهی از محصول پنبه را که سر به میلیاردها روبل می زد با گستاخی و مهارت درز گرفتند. در جریان این کلاهبرداری هزاران نفر از جمله داماد برژنف خریداری شدند. سر انجام فساد به راس حزب شوروی رسید. پس از مرگ چرنینکو* در 1985، مقامات مرکزی کشوهای میز را انباشته از اسکناس یافتند، همچنین نیمی از گاوصندوق مخفی دبیر کل حزب مملو از اسکناس بود".
ماجرای کردان وزیر کشور با انتشار نامه وی، و ادامه روند و برخورد رییس جمهور در قبال این مساله وارد مرحله تازه ای شد. آنچه این روزها "کردان گیت" نقل می گردد، ظاهرا اوج کارنامه دولت نهم است. کردان البته کوشید از جاعلی سخن گوید که وی را فریب داد. کردان در نامه اش به رییس جمهور این مساله را بالاخره تایید کرد و یاد آور شد که مدرکش فاقد اعتبار است.
کودکاني را هم مي بينيم که نان خشک جمع مي کنند يا در حال زير و رو کردن زباله ها براي يافتن وسيله اي براي فروش آنها هستند.
کودکاني را هم گاه و بيگاه در اتوبوس هاي شهري مي بينيم که ساز مي زنند و آواز مي خوانند تا پولي به دست آورند.
همه آنان که زير ۱۸ سال سن دارند و به جاي رفتن به مدرسه، بازي با همسن و سالان خود و به قول معروف ”کودکي کردن“، ناچار مي شوند براي گذران زندگي خودشان و يا کمک به خانواده کار کنند، ” کودکان کار“ نام دارند.
سجاد حسینی فخر: برای پیشبرد کارهای هر کشور اعتماد میان دولت و ملت از پایه ای ترین و اساسی ترین ملزومات به شمار می آید. در تجربه تاریخی کشور ما نیز این امر به خوبی هویداست. در این زمینه ذکر مثالی خالی از لطف نیست. در دولت مصدق از وزیر کشاورزی دولت به علت سه برابر شدن میزان سمپاشی مزارع، علی رغم نصف شدن بودجه اختصاصی تقدیر شد. در مراسم برگزار شده رمز این موفقیت عظیم از وزیر پرسیده شد. وی پاسخ داد: ما کار خاصی نکردیم، سالیان قبل هم ما همین سموم را به کشاورزان تحویل می دادیم، اما چون آنان ما را دولتی می دانستند و دولت را نیز از خود نمی شمردند به هر صورت ممکن از زیر بار سمپاشی شانه خالی می کردند و دور از چشم مأمورین سموم را در رودخانه ها خالی می کردند. اما امسال به دلیل اعتماد ملت به دولت، کشاورزان خود برای گرفتن سموم صف می بستند و کمال همکاری را با مأمورین داشتند. (گفته ها نقل به مضمون می باشد). این مثال تاریخی بسیاری مسائل را روشن می سازد. اینکه اگر ملت به دولت اعتماد داشته باشند حاضرند جان و مال خود را نیز در راه آن بدهند.
سجاد حسینی فخر: مسئله خوابگاه همواره از مشکلات فراروی دانشجویان شهرستانی بوده است. هر ساله با شروع سال تحصیلی تب و تاب اسکان آنان را فرا می گیرد و به دغدغه روزشان بدل می گردد. اما امسال این مشکل به گونه دیگری سر برآورده است. این بار تقریباً تمام دانشگاه های کشور با این مشکل دست و پنجه نرم می کردند. همچنین امسال عده زیادی مجبور شدند چند شب را در پارک ها بگذرانند. حتی در دانشگاه علامه علی رغم شروع سال تحصیلی دانشگاه از تحویل خوابگاه خودداری کرد و پسران و دخترانی را که از شهرستان به امید اقامت در خوابگاه آمده بودند را در سطح شهر آواره ساخت. مسئله ای که تاکنون سابقه نداشته است. ابتدا بهتر است مختصری از سیر وقایع را با هم مرور کنیم.
سجاد حسيني فخر : مسئله اي که امسال ذهن بخش عمده اي از جامعه را به خود مشغول کرد نحوه گزينش دانشجويان در کنکور بود. مطابق تصميم جديد تحت عنوان «بومي سازي» در پذيرش داوطلبان تغييرات اساسي رخ داد. با در نظر گرفتن آمار بيش از يک و نيم ميليوني شرکت کنندگان در کنکور و با لحاظ کردن خانواده آنان و نيز دوستان، فاميل و آشنايان به راحتي مي توان گفت تنها با يک تصميم نسنجيده ذهن ده ها ميليون نفر در کشور ما درگير شده است. کاش کسي مي توانست اين هزينه هاي تحميلي را تبديل به ريال کند، تازه بگذريم از لطمات روحي و ذهني. آري، اين است وضعيت کشور ما ...
|
|