تبليغاتX
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
 
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست
 

امیر حسین سماعی

"کلاغ را همه می شناسیم اما آیا تا کنون به جایگاه آن در میان پرندگان توجه کرده اید؟" سلسله مقالات کلاغیه را با این جمله در نشریه ی جوان شروع کردم و اینک پس از 7 شماره قصد دارم آن را به پایان برسانم.هدف من در تمام این مقالات، بررسی جایگاه قشر متفکر در جامعه و قشر روشنفکران در دنیای تفکر بود که امیدوارم حداقل تا حدی بدان نائل شده باشم. آنچه در زیر می آید، خلاصه ای از شش شماره ی پیشین است.

  1. فلاسفه را همه میشناسیم اما آیا تاکنون به جایگاه آنان در میان جامع توجه کرده اید؟ فلاسفه (به عنوان برجسته ترین فعالین دنیای تفکر(به معنای اخص کلمه)) با پرداختن به مسائلی که شاید در نظر اول بی اهمیت و تا حدی خنده دار بیاید طلایه داران غافله ی حقیقت جویان هستند. آثار آنها به انحاء مختلف توسط محققین علوم مختلف ،خصوصاً علوم انسانی، مورد استفاده قرار میگیرد. عده ای دیگر از متفکران با مطالعه و هضم و جذب نظرات فلاسفه سعی در انتقال دستگاه فکری آنها به میان جامعه دارند تا سطح شعور عمومی جامعه را از این طریق ارتقاء بخشند. این دسته از متفکران که زین پس روشنفکرشان خواهیم خواند مفاهیم انتزاعی مطرح شده در متون فلسفی را به تحلیل هایی از وقایع روزمره فرومیکاهند.
  2. مخاطبین این روشنفکران طبقه ی عوام اند. در تعریفی اجمالی از میتوان گفت " هر آنکس که قادر به سنجش سره از ناسره در حیطه ی نظریه های شناخت، جهان بینی ها و متدولوژی های تحصیل شناخت معتبر (که محک اعتبارشان را نظریه های شناخت به دست میدهند ) نباشد، عامی است. " با این تعریف میتوان گفت که روشنفکر کسی است که خود صاحب نظریه نیست اما قادر به بررسی و نقد آنهاست و ضمن آن تصمیم دارد که بسته هایی از اندیشه را برای ارتزاق  فکری عوام آماده کند تا مردم بتوانند ساخت دستگاه شناختی منسجمتری برای خود فراهم کنند.
  3. خطای شناسایی؛  با بررسی فواید و خطرات روشنفکری برای توده ی عوام پی میبریم که از آنجا که فکر کردن هم مانند هر عمل دیگری حائز خطراتی است روشنفکری هم پرتگاههایی دارد که میتوانیم با عبرت از تاریخ از آنها اجتناب کنیم. وضع متفکر در آغاز فرآیند جستجوی حقیقت به آزمایشگری میماند که با چشمان بسته سعی در شناسایی محلولهای موجود در یک آزمایشگاه دارد. چنین کسی به طور قع برای مدت مدیدی جز به بیراهه رفتن طی طریق نمیکند. اما در این میان مساله ی ما این است که به عنوان مصرف کنندگان تفکر این متفکران، چگونه میتوانیم از خطرات ممکن الوقوع در اثر پیروی از نظرات آنها برکنار بمانیم. این کار میسر نیست مگر با آسیب شناسی فرآیند این انتقال.
  4. فرض میکنم  فیلسوفی توانسته به تمام جنبه های یک مساله اشراف پیدا کند و به تحلیل کامل  آن دست یابد (که واضح است فرضی دور از واقعیت و محال است)؛ میخواهم به بررسی فرآیند نفوذ تفکرات وی در میان سایر مردم هم دوره ی اش بپردازم. هر ارتباط  را میتوان با مدلی مشتمل بر چهار عضو پیام، فرستنده، گیرنده و کانال ارتباطی توصیف کرد.  بنابراین اگر قرار باشد خطایی در فرآیند انتقال صورت بگیرد باید در سطح یکی از این چهار عنصر رخداد کند.1 - مغشوش و نامفهوم بودن پیام، 2- اشتباه در سطح ارسال پیام 3- وجود پارازیت در کانال ارتباطی؛ 4- خطا از جانب گیرنده ی پیام(این قسم از خطا رایجتر از سایر انواع است) اما برای کاهش این خطاها، اولین وظیفه ی هر فردی کاهش خطای خود در هر دو سطح فرستنده و گیرنده است. جدای از آن، فرد به عنوان عضوی از اجتماع خود موظف است با محافظت از زبان و فرهنگ خود و پرهیز از تولید ابهام و کژتابی در آنها  از مغشوش شدن کانالهای ارتباطی نیز جلوگیری کند.  
  5. در شماره ی 5  کلاغیه، قسمتی از انجیل را به عنوان نمونه ای از متون روشنفکری تراز بالا آورده ام. نویسنده در این این متن با خطاب قرار دادن کاتبان (روشنفکران دوران قدیم) سعی در فراهم آوردن چارچوبی برای اصلاح نظریات آنان دارد. متن کامل را میتوانید در مقدمه کتاب زن زيادی اثر جلال آل احمد مطالعه نمایید.

6.    پیامبران: سرسلسله گان روشنفکران دنیای قدیم ؛ با نظری اجمالی به تمام تاریخچه ی ادیان این نکته به سادگی دریافت میگردد که تمام کسانیکه در این حیطه دارای شان و منزلت و مریدان فراوان بوده اند به نحوی از انحاء از جمله ی خردمندان زمان خود به حساب می آمده اند.. با مروری بر اتهاماتی که این گروه بر پیامبران زمان خود وارد میکرده اند در می یابیم که بیش از هر چیز آنان را دیوانه، بنده ی شیطان، کافر یا جادوگر مینامیده اند. هر کدام از این نامها اغلب به کسانی اطلاق میشده که در پارادایم فکری غالب زمان خود نمی اندیشیده اند و بقولی دنیا را از پنجره ای متفاوت سیاحت می کرده اند. انگاره ی قوم پیامبر از وی، تا حد زیادی شبیه به همان چیزی است که امروزه دگر اندیش اش مینامیم. اما نکته ی جالب این است که چرا پیروان یک دین به نفی پیامبر دین دیگری که معجزاتی از جنس معجزات پیامبر خودشان داشته، میپردازند. آیا جز این است که که عوام همواره در برابر حقیقت مقاومت میکنند. این نکته را میتوان به جامعه ی فعلی ایران و نسبت آن با متفکران و روشنفکران محجورش (مانند دکتر نصر، دکتر سروش، رامین جهانبگلو، خشایار دیهیمی و بسیاری دیگر) بسط داد. 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:4  توسط روزنامه صبح  | 

در این شماره ی از کلاغیه قسمتی از انجیل را برای نمونه ای از متون روشنفکری تراز بالا آورده ام. نویسنده در این این متن با خطاب قرار دادن کاتبان (روشنفکران دوران قدیم) سعی در فراهم آوردن چارچوبی برای اصلاح نظریات آنان دارد. اما ذکر دو نکته را در اینجا لازم میدانم:

  1. این متن به لحاظ تعلق داشتن به جریان فکری مسیحی حاوی ارجاعاتی به آن تفکر است که به هیچ عنوان مورد تایید شخص من نیست.
  2. این رساله  به برخی دلایل تاریخی و همچنین مسائل ایدئولوژیک تاکنون ذیل کتب قانونی مسیحیت (اناجیل  اربع و رسائل که مجموعاً عهد جدید عنوان میشوند) قرار نگرفته و مورد وثوق آبائ کلیسا نبوده و نیست.

( ترجمه جلال آل احمد از رساله پولس در مقدمه کتاب زن زيادی) 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:52  توسط روزنامه صبح  | 

امیرحسین سمائی

آنچه گذشت: در سه مقاله ی پیشین به بررسی تبار شناختی روشنفکران در جامعه ی متفکران ، ایجاد تمایز در میان انسانها به لحاظ سطح تفکر و خطاهای شناختی در سطح متفکران تراز اول (فلاسفه ) پرداختم. 

حال فرض میکنم  فیلسوفی توانسته به تمام جنبه های یک مساله اشراف پیدا کند و به تحلیل کامل  آن دست یابد (که واضح است فرضی دور از واقعیت و محال است)؛ میخواهم به بررسی فرآیند نفوذ تفکرات وی در میان سایر مردم هم دوره ی اش بپردازم. داشتن چند فرض اساسی در اینجا از پیچده شدن بی مورد مساله جلوگیری میکند:


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:39  توسط روزنامه صبح  | 
اميرحسين سمايي: آنچه گذشت: تاکنون پيرامون جايگاه روشنفکران در دنياي متفکران و تمييز متفکر (به معناي خاص آن) و عامي پرداختم.

در اين قسمت سعي ميکنم تا به بررسي فوايد و خطرات روشنفکري براي توده ي عوام بپردازم. گاهي ديده ميشود برخي از رفقا ضمن اشاره به برخي اشتباهات روشنفکران عصر مشروطه و دوران جديد به تقبيح کلي روشنفکري ميپردازند و معلوم نيست مردم را اگر از متفکرانشان ميترسانند به چه چيز نويد ميدهند. البته انکار نميکنم که از آنجا که فکر کردن هم مانند هر عمل ديگري حائز خطراتي است روشنفکري هم پرتگاههايي دارد که ميتوانيم با عبرت از تاريخ از آنها اجتناب کنيم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 6:48  توسط روزنامه صبح  | 

امیر حسین سمایی: آنچه گذشت: هفته ی قبل به تبار شناسی (در دنیای متفکران) آنچه روشنفکر خواندم پرداختم و ضمن بررسی جایگاه فلاسفه در جوامع ارتباط آنها را با  روشنفکران بیان نمودم.  

در تعریف اجمالی روشنفکر گفتم که کار آنها تعلیم عوام است اما منظور خود را از اصطلاح عوام در این قسمت تبیین میکنم. پیش از آن بهتر است به اثبات (البته با تسامح) خصوصیتی کلی در صفات بپردازم.  


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 6:52  توسط روزنامه صبح  | 
 
  بالا