|
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
|
||
|
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست |
امیر حسین سماعی
"کلاغ را همه می شناسیم اما آیا تا کنون به جایگاه آن در میان پرندگان توجه کرده اید؟" سلسله مقالات کلاغیه را با این جمله در نشریه ی جوان شروع کردم و اینک پس از 7 شماره قصد دارم آن را به پایان برسانم.هدف من در تمام این مقالات، بررسی جایگاه قشر متفکر در جامعه و قشر روشنفکران در دنیای تفکر بود که امیدوارم حداقل تا حدی بدان نائل شده باشم. آنچه در زیر می آید، خلاصه ای از شش شماره ی پیشین است.
6. پیامبران: سرسلسله گان روشنفکران دنیای قدیم ؛ با نظری اجمالی به تمام تاریخچه ی ادیان این نکته به سادگی دریافت میگردد که تمام کسانیکه در این حیطه دارای شان و منزلت و مریدان فراوان بوده اند به نحوی از انحاء از جمله ی خردمندان زمان خود به حساب می آمده اند.. با مروری بر اتهاماتی که این گروه بر پیامبران زمان خود وارد میکرده اند در می یابیم که بیش از هر چیز آنان را دیوانه، بنده ی شیطان، کافر یا جادوگر مینامیده اند. هر کدام از این نامها اغلب به کسانی اطلاق میشده که در پارادایم فکری غالب زمان خود نمی اندیشیده اند و بقولی دنیا را از پنجره ای متفاوت سیاحت می کرده اند. انگاره ی قوم پیامبر از وی، تا حد زیادی شبیه به همان چیزی است که امروزه دگر اندیش اش مینامیم. اما نکته ی جالب این است که چرا پیروان یک دین به نفی پیامبر دین دیگری که معجزاتی از جنس معجزات پیامبر خودشان داشته، میپردازند. آیا جز این است که که عوام همواره در برابر حقیقت مقاومت میکنند. این نکته را میتوان به جامعه ی فعلی ایران و نسبت آن با متفکران و روشنفکران محجورش (مانند دکتر نصر، دکتر سروش، رامین جهانبگلو، خشایار دیهیمی و بسیاری دیگر) بسط داد.
در این شماره ی از کلاغیه قسمتی از انجیل را برای نمونه ای از متون روشنفکری تراز بالا آورده ام. نویسنده در این این متن با خطاب قرار دادن کاتبان (روشنفکران دوران قدیم) سعی در فراهم آوردن چارچوبی برای اصلاح نظریات آنان دارد. اما ذکر دو نکته را در اینجا لازم میدانم:
( ترجمه جلال آل احمد از رساله پولس در مقدمه کتاب زن زيادی)
امیرحسین سمائی
آنچه گذشت: در سه مقاله ی پیشین به بررسی تبار شناختی روشنفکران در جامعه ی متفکران ، ایجاد تمایز در میان انسانها به لحاظ سطح تفکر و خطاهای شناختی در سطح متفکران تراز اول (فلاسفه ) پرداختم.
حال فرض میکنم فیلسوفی توانسته به تمام جنبه های یک مساله اشراف پیدا کند و به تحلیل کامل آن دست یابد (که واضح است فرضی دور از واقعیت و محال است)؛ میخواهم به بررسی فرآیند نفوذ تفکرات وی در میان سایر مردم هم دوره ی اش بپردازم. داشتن چند فرض اساسی در اینجا از پیچده شدن بی مورد مساله جلوگیری میکند:
در اين قسمت سعي ميکنم تا به بررسي فوايد و خطرات روشنفکري براي توده ي عوام بپردازم. گاهي ديده ميشود برخي از رفقا ضمن اشاره به برخي اشتباهات روشنفکران عصر مشروطه و دوران جديد به تقبيح کلي روشنفکري ميپردازند و معلوم نيست مردم را اگر از متفکرانشان ميترسانند به چه چيز نويد ميدهند. البته انکار نميکنم که از آنجا که فکر کردن هم مانند هر عمل ديگري حائز خطراتي است روشنفکري هم پرتگاههايي دارد که ميتوانيم با عبرت از تاريخ از آنها اجتناب کنيم.
امیر حسین سمایی: آنچه گذشت: هفته ی قبل به تبار شناسی (در دنیای متفکران) آنچه روشنفکر خواندم پرداختم و ضمن بررسی جایگاه فلاسفه در جوامع ارتباط آنها را با روشنفکران بیان نمودم.
در تعریف اجمالی روشنفکر گفتم که کار آنها تعلیم عوام است اما منظور خود را از اصطلاح عوام در این قسمت تبیین میکنم. پیش از آن بهتر است به اثبات (البته با تسامح) خصوصیتی کلی در صفات بپردازم.
|
|