تبليغاتX
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
 
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست
 
آرش رادفر

با عرض سلام و خسته نباشيد به همه دوستان به جهت امتحانات پايان ترم ترم گذشته و با اطمينان خاطر از اينکه همتون تصميم گرفتيد مشابه ترم هاي پيش اين بار ديگه از اول ترم درس بخونيد!!! اولين ستون اين ترم رو با صميمانه ترين شادباش ها به مناسبت حضور باران عزيزمان؛ سيد محمد خاتمي، در انتخابات رياست جمهوري، تقديم مي کنم به همراه هميشگي مان، جناب آقاي دکتر محمود احمدي نژاد؛ رييس جمهور چند ماه آينده ايران!!! خب، انتخابات در راهه و تهمت هاي بسيج عليه خاتمي هم ايضا! خب اين کجاش طنزه؟! الان ميگم! آقايون تو بعضي سايتهاي حامي احمدي نژاد مثلا رجا نيوز لطف کردن، مثلا خواستن کم نيارن، خاتمي رو با کردان مقايسه کردن!!! فکر کن! بعد برگشتن گفتن که آره، اصلا مدرک خاتمي هم قلابيه! ياد بعضي حرفهاي خواهر کوچيکم وقتي باهام لج مي کنه مي افتم!! آقاي کوچک زاده نماينده مجلس در مناظره با روحاني در دفاع از دولت احمدي نژاد گفته: دولت کار خوب هم انجام داده!! تروخدا! جون آرش؟! 4 سال مملکت دستتون بوده؛ هر چي داشتيم و نداشتيم رو خرج کرديد، حالا ميگيد دولت کار خوب هم انجام داده؟!! اينجا نوشته: سرانجام چاوز خود را مادامالعمر کرد. بله؛ سانسور ميشه اين بخش هم!  "درباره الي" ، برنده خرس نقره‌اي برلين در بهترين کارگرداني شد و  مخالفت چهره‌هاي تندرو با اکران عمومي درباره الي هم افزايش يافت! و حالا يکي از سوالات کنکور کارشناسي ارشد هفته پيش: حاميان اصلي به قدرت رسيدن دکتر احمدي‌نژاد در ميان کدام يک از گروه‌هاي سياسي قرار دارند؟ 1) ائتلاف آبادگران 2) جامعه روحانيت مبارز 3) جامعه اسلامي مهندسين 4) گروه کارگزاران سازندگي!! مي خوانيم نوذري: يک ميليارد دلار ربطي به ما ندارد!! مستحضر هستيد که؛ يک ميليارد دلار (يک ميلياردا!!!) از فروش نفت گم شده، کسي هم نميدونه کجا رفته!! البته عاديه؛ تو شهرداري هم 300 ميليون گم شد، آخرشم حتي مجلس هم نفهميد کجا رفت!! رجا نيوز نوشته: خطر نفوذي‌ها بيش از جريان‌هاي برانداز است. مي دونيد نفوذي کيا رو مي گن ديگه؟ منو شمائيما!! آقا دوستان بسيج وبلاگ زدن اسمشو گذاشتن مصائب احمدي نژاد!! کيهان در سرمقالة خود سرنوشتي مشابه سرنوشت خانم بي‌نظير بوتو براي آقاي خاتمي پيش‌بيني کرد!! سرمقاله کيهان ، 5شنبه،24/11/87: "آمريکايي ها در پاکستان ابتدا تلاش وافري کردند تا از طرق تبليغاتي و ديپلماتيک بي نظيربوتو را به قدرت برسانند و از طريق او پاکستان را بدوشند ولي زماني که دريافتند به هيچ قيمتي حزب او توان به دست آوردن اکثريت کرسي ها را ندارد به روش ديگري  متوسل شدند. اين يک عبرت است." ما هم ميگوئيم: اي کيهانيان! فرياد بکشيد در مذمت خاتمي، تا گلويتان پاره شود! فعلا...

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 6:5  توسط روزنامه صبح  | 
عليرضا ابوفاضلي - "گريه اش گرفت:"من بايد بالاخره زندگاني بكنم، بايد شوهر بكنم." حالا مطلب را فهميدم. آن مردي كه تازگي با او آشنايي پيدا كرده است شايد بايد شوهر او بشود. شايد اگر كاتوشكا خودش مي توانست و عوامل ديگر او را مجبور نمي كردند، با من زندگي مي كرد بدون اينكه زن من بشود. حالا نه پدر و نه مادر، هيچ كس او را مجبور نمي كرد اما يك ديو منحوس مندرس مهيب، پول ، جامعه، محيط او را مجبور مي كرد كه برود خودش را بفروشد ، براي يك عمر بفروشد، براي اينكه بتواند فقط زندگاني كند، زن ها همه خود را مي فروشند، بعضي در مقابل يك پول جزيي براي ساعت و روز، بعضي ديگر براي يك عمر در مقابل تأمين زندگي."

متني كه از نظرتان گذشت  قسمتي از داستان چمدان از مجموعه داستانهاي "چمدان" بزرگ علويست.

داستان چمدان ، داستان پسر و دختر جوانيست كه پسر از تجملات خانه ي پدري گريخته است و رابطه اش با پدر به سردي رفته است و دختر كه كاتوشكا نام دارد، عاشقانه جوانك را دوست دارد اما مجبور است كه با مردي ثروتمند ازدواج كند تا آينده اش تأمين شود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 6:2  توسط روزنامه صبح  | 
شما که مي خواهيد شاد باشيد، شما که مي‌خواهيد به عشقتان هديه بدهيد، اگر تنها کمي در ميان اين هياهو نيمه علاقه‌اي هم به اين کهن سرا داريد، برايتان فرقي مي‌کند که هديه‌ي تان را به جاي 14 فوريه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهيد؟  

بهترنيست به جاي اينکه از ماه‌هاي ديگران استفاده کنيم ، از ماه خودمان استفاده کنيم؟

آيا بهتر نيست به جاي اينکه زادمرگ يک کشيش مسيحي را جشن بگيريم، يک جشن کهن خودمان را زنده کنيم؟

آيا بهتر نيست يک جشن چند هزارساله‌ي ايراني را به جاي يک جشن چندصدساله اروپايي جشن بگيريم؟

آيا بهتر نيست به جاي ولنتاين غربي ، که هيچگونه به زبان فارسي نمي‌آيد، اسفندگان(سپندارمزگان) را جايگزين کنيم؟

در اين هجوم تبليغاتي وسيع که در حال غرق شدن هستيم اگر کمي شل بجنبيم تا صد سال ديگر هيچ چيز از ما باقي نمي ماند...

آنقدر حجم تبليغاتي شرق و غرب بالا است که کافي است کوچکترين چيزي از آنان را وارد کنيم تا ديگر هيچ جايي براي رسوم خودمان نماند

مي دانم بسيار چيزهاي مهم‌تر وجود دارد. اما، بياييد تا اين جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جايگزينش کنيم.

ابوريحان بيروني مي نويسد : "اسفندارمذ ايزد موکل بر زمين و ايزد حامي و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همين مناسبت اين روز عيد زنان به شمار مي رود."

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 18:52  توسط روزنامه صبح  | 
امیر حسین ایرجی:

جواني هم سن و سال من نشست توي تاکسي. از راننده پرسيد: تا ميرداماد هم مي رين؟

راننده با لحني فيلسوفانه پاسخ داد: اگر قسمت بود. تا خدا چه خواهد.

جوان گفت: يعني خدا از شما سلب اختيار کرده؟ نخير قسمت را خود ما مي سازيم.

پيرمرد که به مقدساتش (مذهب مقدس ما ايراني ها، مذهب "تحقير خود" و "ناتواني" است) توهين شده بود گفت: نخير جوون. شما نمي فهمي. ما اختياري نداريم. فقط اومديم که امتحان پس بديم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:36  توسط روزنامه صبح  | 
شهین غلامی: از زماني که خود را به عنوان زن شناختم آموختم که محکومم به اينکه همواره متهم باشم، متهم به اينکه در فضايي به نام خانواده جنس دوم بودن خود را بياموزم و آن را دروني کنم، متهم به اينکه در جامعه در برابر نگاه هاي جنسي و ابزارگونه ساکت باشم تا مبادا حريم حيا و عفت را از هم بدرم و متهم به اينکه همواره در هراس باشم از خشونتي که هميشه در کمين و انتظار من است و فرقي نميکند که روز باشد يا شب، محيط عمومي باشد يا خصوصي، نوع پوششم محرک باشد يا غير محرک، مهم اين است که آموخته ام ترس از احتمال هميشگي خشونت را و اين بالاترين نوع خشونتي است که ميتوان تصور نمود.
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 21:25  توسط روزنامه صبح  | 
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار آخر

این را هوشنگ گلشیری بر صدر کارنامه نوشت و چه خوش نوشت که کارنامه آخرین قمار او بود. تا آغاز صبح، با جوان و آوا و خانه متروک، از همه چیز نوشته شد، روزهای ابتدایی ترم، هنوز عمده مشکلات پیرامون بحران اسکان بود و پس از چندی که اسکان سرانجام صورت گرفت، خوابگاه دختران در آتش سوخت. کانونها دسته جمعی به محاق رفتند. پیگیری هایی برای خوابگاه در حال انجام بود که به ناگاه کمیته انظباطی به راه افتاد و حکم زدن ها رونق گرفت. نشریات منتقد آن هم احضار شدند و قول و وعده بود که سراسر از پی هم داده می شد و از تعامل و رابطه صحبت می شد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:26  توسط روزنامه صبح  | 
سجاد حسینی فخر:  خبر پرتاب لنگه کفش از سوي خبرنگار عراقي به طرف جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا، به سوژه داغي براي رسانه ها بدل گشت، در جامعه ما نيز هر کس از زاويه ديد خود به آن نگريست. ماجرا از آن قرار بود که منتظر الزيدي خبرنگار شبکه البغداديه، به هنگام کنفرانس مطبوعاتي بوش و مالکي کفش هاي خود را به سوي جرج بوش پرتاب کرد، هر چند با واکنش مناسب وي مواجه گشت. الزيدي به هنگام انجام اين کار، آن را از سوي يتيمان و بيوه هاي عراقي دانست و با خشم بوش را "سگ" خواند. در تحليل اين ماجرا عده زيادي آن را امري غير فرهنگي و بر ضد اصول ديپلماتيک دانستند و به تخطئه آن پرداختند.
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:11  توسط روزنامه صبح  | 
حسين ممتازان: چندیست خواننده ای جوان و خوش ذوق توجه بسیاری از دوستداران موسیقی سنتی را به خود جلب کرده است، اما شاید دلیل اصلی کانون توجه قرار گرفتنش نه تنها نوع موسیقی بلکه اشعار زیبا و برخواسته از دل و بطن مردم است که چه زیبا به نظم آورده شده است.  سعید جعفرزاده (همای) توانسته این روزها با صدای گرم و خاص خود در کنار ذوق ادبی با اشعاری از خود او جای خوبی در بین مردم و دوستداران موسیقی پیدا کند.

سعيد جعفرزاده هماي ، متولد 1358 در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:10  توسط روزنامه صبح  | 
آمنه شيرافکن

مجلس هشتم طرح بومي گزيني دختران در دانشگاه ها را اعلام وصول کرده و در حال حاضر سکوت بر پارلماني حاکم است که گويا نهادينه ساختن تبعيض عليه حقوق زنان را در دستور کار قرار داده است.

بارقه‌هاي الطاف دولت نهم به زنان سيري هوشمندانه و ظريف را پي گرفته به شکلي که توان مبارزه جنبش هاي اجتماعي نيز در مواجه با آن اندک اندک کمرنگ تر شده و شايد بتوان يکي از دلايل اصلي اين موضوع را فضايي دانست که در شرايط کنوني بر نهادهاي مدني و جنبش هاي اجتماعي حاکم شده است. دولت نهم از تغيير نام مرکز زنان رياست جمهوري به مرکز خانواده، برنامه هاي مدون خود در حوزه زنان را آغاز کرد و کمي بعد در طرح کاهش ساعات کار زنان و لايحه حمايت از خانواده سياست هاي خود را در زمينه کاهش حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي توسعه داد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:12  توسط روزنامه صبح  | 
سارا لقایی

به مدد اينكه كرجي بودم و اجازه دادند دو سال در خوابگاه دانشگاه تهران بمانم، دختران زيادي را ديده‌ام كه پيش از آنكه تركش سهميه‌بندي جنسيتي و بومي‌گزيني به‌شان اصابت كند، شانس آن را پيدا كردند تا استقلال نصفه و نيمه‌اي را در پايتخت تجربه كنند. اين تجربه دنياي بسياري از آنان را زير و رو كرد. طوري كه خيلي‌هاشان با شنيدن اينكه قوانين دوباره دارد دختران را به زير لواي خانواده هدايت مي كند آهي آميخته به اشك مي‌كشند. در اين گزارش سعي كرده‌ام مسير زندگي دختري را نشان دهم كه رفتن به شهري بزرگتر براي تحصيل نقطه عطف آن بوده است.

”يك روز برادرم بي بهانه، به صرف اينكه مثل او فكر نمي كنم، به طرفم خيز برداشت تا كتكم بزند. دستش را پس زدم و گفتم اگر نوك انگشتت به من بخورد فردا به دادگاه مي كشمت. عقب نشست و هيچ چيز نگفت.“


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:27  توسط روزنامه صبح  | 
سلام؛ خب گويا قرار است تا مقام معظم رهبري، آيت الله خامنه اي شنبه هفته آينده در دانشگاه احمدي نژاد حضور پيدا کنند و در روز دانشجو پيرامون مسائل اساسي سياست گذاري کشور صحبت کنند. اين ديدار از آنجا اهميت خاصي پيدا مي کند که انتخاب علم و صنعت ايران به واسطه فضاي خاص موجود در آن در سال منتهي به انتخابات رياست جمهوري معناي خاصي پيدا مي کند که از آنجا که مطمئنم مديران دانشگاه خصوصا آقاي جبل عاملي مشتاقانه در حال خواندن اين بخش از روزنامه امروز هستند تا با داشتن بهانه هاي لازم ، دانشگاه را در سال انتخابات از تريبون مخالفان خود خالي کنند و به توصيه مدير مسئول مان از نوشتن اين بخش از معناي آن خودداري مي کنم و البته مطمئنم همه خوانندگان ما هم به وضوح اين معنا را مي بينند!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 15:58  توسط روزنامه صبح  | 
کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت: کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت به مناسبت ۲۵ نوامبر “روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان”  بيانيه‌اي در اعتراض به اقداماتي نظير سهميه‌بندي جنسيتي و بومي‌گزيني جنسيتي منتشر کرد. در اين بيانيه آمده است: «در خانه قرباني خشونتي پدرسالارانه بوديم، با اين وجود در مدرسه در برابر کليشه هاي جنسيتي کتب درسي و برنامه هاي پنهان جنسيتي سر فرود نياورديم، نوجواني مان را لاي کتاب هاي تست گم کرديم تا شايد از مسير دانشگاه راهي به سوي رهايي بيابيم. اما ما جز آخرين نسل دختران خوشبخت بوده ايم. اکنون علاوه بر آنکه دختران بايد پشت ديوار سهميه بندي و بومي گزيني جنسيتي متوقف شوند؛


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 15:57  توسط روزنامه صبح  | 
وحید صالحی

۱۹۷۷ آمريکا و ايران قراردادي براي مبادله فن‌آوري هسته‌اي و همکاري در ايمني هسته‌اي امضا کردند.

۱۹۷۷ ژان پير فوکارد وزير تجهيزات فرانسه براي مذاکره در مورد فروش شش رآکتور هسته‌اي به قيمت ۷ ميليارد دلار به ايران سفر کرد.

۱۹۷۷ فرانسه موافقت کرد که دو نيروگاه هسته‌اي ۹۰۰ مگاواتي به مبلغ دو ميليارد دلار براي ايران بسازد. قرار بود اين نيروگاه‌ها در دارخوين، بر کرانه کارون و نزديک اهواز ساخته شود.

۱۹۷۷ سازمان انرژي اتمي ايران دو ميليارد دلار به شرکت‌هاي فرانسوي فراماتوم، اسپي-باتينيول و آلستوم-آتلانتيک براي ساخت نيروگاه دارخوين پرداخت کرد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:25  توسط روزنامه صبح  | 

آرش رادفر: سلام بچه ها؛ مي خوايم بازم با هم ببينيم تو مملكت چه خبره!! (چه خبره؟!‌) اون تيتر از اين جملات آقاي رئيس جمهور محبوب بوده كه بسيار هم مسرت بخش بود! "رئيس جمهور با بيان اينکه در جمهوري اسلامي ايران همه امور در دست مردم است، ياد آور شد : اين مردم هستند که حکومت را تعيين مي کنند و در ايران آزادي تقريبا مطلق است اما به عکس آنها مي گويند در ايران مشکل حقوق بشر وجود دارد." البته بازم از اين جمله ها هست ؛ مثلا : "من مهندسم و مسايل را تحليل ميکنم". خب اينجا نوشته: مرحله جديد طرح امنيت اجتماعي با هدف گسترش و بسط انضباط اجتماعي از هفته آينده آغاز مي شود!!! اين بسط انضباط نيروي انتظامي كشته منو!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:32  توسط روزنامه صبح  | 
آرش رادفر: سلام؛ واي بچه ها اين هفته كلي خبر خنده دار اتفاق افتاد كه واقعا ميشه گفت درمان دولت نهم براي همه بيماران افسردگي بود!! مثلا چي؟ خب، آقاي رحيم مشايي پدر زن پسر آقاي احمدي نژاد رو كه ميشناسيد؟! همون رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و معاون احمدي نژاد كه گفته بود ما با ملت اسرائيل دوستيما!!! بله، ايشون يه مراسم برگزار كردن كه مطابق معمول اولش قرآن خونده مي شده، خب تا اينجاش طبيعيه اما نكته ماجرا اينكه قرآني كه قرار بود از روش بخونن رو چند تا زن دف زن همراه با حركات موزون در اول جلسه آوردن، دست به دست كردن و يكيشون قرآن رو داده دسته قاري و رفتن بيرون!!! حتما الان مي گيد عمرا!!! منم ميگم آره خب، عمرن اگه مثل دفعه هاي پيش احمدي نژاد ايشونو بركنار كنه!!! يعني عمرا!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:30  توسط روزنامه صبح  | 
امير شفيعي

بازيهاي فرماليستي: تراژدي بس و يان

فرم در ساختار دگمايي، همان است که در رئاليسم ممارست شده بود. گزارشي کردن فيلم از طريق دکوپاژ بسته و دوربين روي شانه بر واقعي کردن روايت و تاثيرگذار کردن ساده‎ترين ديالوگها موثر عمل مي‎کند. داستان‎گويي فون‎تريه اصل اول فرماليسم در آثار اوست، و اين بازوي قدرتمند داستانگويي ، زبان استعاره و نماد را مستور مي‎نمايد؛ کما اينکه داستان (روايت) در نگاه اول ساده در نظر مي‎آيد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:29  توسط روزنامه صبح  | 
مذهب، جامعه: بسترها و ساختارها

آدمهاي فيلمهاي فون‌تريه و به ويژه شكستن امواج به لحاظ نگاه مذهبي‌شان و ارتباطشان با خالق ماورايي به سه گروه تقسيم مي‌گردند؛ متحجران با خدا، كافرنماهاي معصوم و خردبين و فراموش شدگان مويان و كم‌ارزش. اين سه گروه را به ملاحت در شكستن امواج يافت مي‌كنيم؛ کشيشها از دسته اول، بس مک‎نيل از دسته دوم و ملوان ساديست از دسته سوم هستند. ممکن است « شکستن امواج » فيلمي مذهب‎ستيز نباشد و در نگاه اوليه حائز اهميت و در دسترس به نظر برسد؛ اما بررسي موشکافانه تفاوتهاي بنيادين تحجر و تذهب در گوشه و کنار اثر چه سرراست و چه با کنايات مخصوص فيلمساز قابل توجه است. مساله تحجر چيز تازه‎اي نيست، در کنار داستان و روايت خطي چنين تراژدي آزاردهنده‎اي قابل تامل بوده و ذهن را به چالش مي‎گيرد. تحجر تا بدانجا مي‎تازد که روحانيون براي خدا تعيين تکليف مي‎کنند؛ آنها تعيين مي‎کنند که چه کسي بايد به جهنم برود و چه کسي راهي بهشت خواهد شد. فون‎تريه نمي‎گويد کليسا چنين تلقي از دين دارد، او اين موضع را زيرساخت ذهن مخاطبش مي‎داند و تنها يک رابطه علت و معلولي درمي‎اندازد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:8  توسط روزنامه صبح  | 
 امیر شفیعی

پيش تحرير

نمي‌‌دانم يا دست كم مطمئن نيستم اين بخش پيش‌تحرير از كي وارد نقدهاي فيلم (اگر بشود نقدشان ناميد) شد اما هرچه بود، چه ابداع اين حقير چه ميراثي ارزشمند از گذشتگان و پيش‌كسوتان؛ به اينجا كه رسيد برايم احساس رضايتي عميق به ارمغان آورد. چرا كه در اينجاست كه مي‌توانم بگويم چقدر عاشق يك فيلم هستم يا چقدر از يك فيلم تاثير گرفته‌ام. عادت بدي است. اين كه نقد بنويسي و تعريف نكني. مي‌گويند اين از اصول نقد است؛ تحليل به جاي تقدير. ولي به فون‌تريه و آثارش كه مي‌رسم ناگزير مي‌شوم از حمدي از نهاد و ستايشي از قلب؛ و فون‎تريه را دوست دارم. دوستش دارم و اميدوارم هرچه زودتر ببينمش. چرا اين همه كنجكاوي؟ مي خواهم بدانم چطور به اين واقعيت رسيده است كه هنوز عشق در اين دنيا از ميان نرفته است؟


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:7  توسط روزنامه صبح  | 
آرش رادفر: سلام؛ خب حتما انتظار داشتيد كه تيتر امروز هم مثل هفته هاي پيش طنز باشه اما خب هفته پيش اتفاقي افتاد كه خيلي مهمتر از هر موضوع طنزي بود : نامه احمدي نژاد به رئيس جمهور منتخب امريكا و تبريك گفتن َبه خاطر انتخاب وي. توي تاريخ 30 ساله جمهوري اسلامي و با مواضع ضد غربي ايران در طول اين 30 سال اين اولين باره كه رئيس جمهور ايران به طور رسمي به رئيس جمهور انتخاب شده امريكا نامه رسمي تبريك مي نويسد. اين موضوعي است كه بهتره به يادش داشته باشيم و مقايسه اش بكنيم با كفن پوشاني كه در خيابان ها بودند اگر عين اين نامه را خاتمي نوشته بودو خب ؛ بگذريم، بريم سر اصل مطلب طنزمون!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:41  توسط روزنامه صبح  | 
امیر شفیعی

در آب راه پلوار

کمي پس از ورود به آب‌‌راه، از صخره‌هاي طرف راست به پايين رفتيم و وارد سنگ‌بُر شديم، گذري سنگي با حدود دويست تا سيصد يارد درازا که پهناي آن به قدري است که فقط يک مرد با اسبش مي‌تواند از آن عبور کند. درحالي‌که از اين افتخار نمايان هنر صنعت مهندسي ايران باستان غرق حيرت بودم، صحنه‌اي در ذهن من مجسم شد؛ "سواراني که لباس باشکوهي بر تن دارند و با شتاب هرچه تمام‌تر به اسب‌‌هايشان مهميز مي‌زنند، درحال حمل نامه به و يا از شاه بزرگ از گذر سنگ‌بُر عبور مي‌کنند."


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:39  توسط روزنامه صبح  | 
اميرحسين سمائي: چنانکه وعده کرده بودم قصد دارم نمونه هايي واقعي از آنچه که ذيل تعريف روشنفکر قرار ميگيرد ارئه کنم. بدين منظور در شماره ي قبل کلاغيه قسمتي از رساله ي  غيرقانوني  [1]پولس رسول به کاتبان  را به عنوان يک متن تراز بالاي روشنفکري که  [2]آوردم. حال قصد دارم به بسط و گسترش ديدگاهم پيرامون جايگاه پيامبران در ميان خانواده ي متفکران بپردازم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:3  توسط روزنامه صبح  | 
میلارد: هيچ انگاشته شدن آن هم در جهاني كه همه چيز هست بي ترديد وحشت افزاست و وحشت هم به نوبه خود سلب كننده حركت. ايستايي، وقتي همه چيز در حركت است، بدترين نوع گذشته پرستي است. گذشته پرستي در ذات خود چيزي غير از محافظه كاري نيست. ترس و وحشت نهادينه شده و محافظه كاري سخت جان يكديگر را توليد و بازتوليد مي كنند. براي محافظه كار نبودن و در نتيجه آماده شدن و آماده بودن براي دگرگوني و زير و رو كردن هر آنچه كه كهنه است، نترسيدن و دليري لازم است. دليري قبل از هر چيز و بيش از هر چيز اعتماد به نفس لازم دارد كه با هيچ بودن همگانيمان و هيچ انگاشته شدنمان از سوي صاحب قدرت جور در نمي آيد. و مادام كه محافظه كاري توأم با ملاحظه كاري است، چيزي دگرگون نمي شود تا ترس بريزد و مادام كه ترس نريزد چيزي دگرگون نمي شود و به اعتقاد من اين يكي از زمينه هاي ايستايي كشور ماست.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:36  توسط روزنامه صبح  | 
سلام ؛ واي بچه ها امروز صبح استيضاح كردان بود!! فكر كنم برا رفتن تو مجلس بايد بليط مي خريديم؛ اونم از ورزشگاه آزادي !!! حالا جالبيش اينه كه احمدي نژاد گفته استيضاح كردان غير قانونيه!!! بله،بله؛ از ديد شما خيلي چيزاي ديگه هم غير قانونين!! جناب آقاي دكتر پروفسور استادتمام كردان!! هم فرموده اند كه اين قضيه چك هاي پنج ميليوني انصراف نمايندگان از استيضاح كار طرفدارانشون بوده و ايشون خبري از اين قضيه نداشته اند!!! آره خب، طرفدارانشون هم به زور براش دكترا از آكسفورد گرفتن؛ اونم در حاليكه ايشون اصلا نمي خواستند!! نوباوه هم گفته : براي انصراف حتي به نمايندگان پيشنهاد انتخاب فرماندار هم دادند!! ما كه نفهميديم اين همه اصرار براي موندن كردان دم انتخابات رياست جمهوري براي چيه!! البته شدت عصبانيت آقاي رئيس جمهور هم به حدي بوده كه گفته اند به مجلس نخواهد رفت و به نوعي جلسه مجلس براي استيضاح رو تحريم كرده!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:11  توسط روزنامه صبح  | 

نوشته : رومن گاری                                                      ترجمه : لیلی گلستان 

زندگی در پیش رو، برش هایی از زندگی پسری چهارده ساله و عرب است به نام محمد که به مومو معروف است و از مادری روسپی متولد شده و در خانه زنی به نام رزا زندگی می کند. رزا خانم در این خانه از فرزندان روسپیان شهر نگهداری می کند. چون طبق قانون آنها شایستگی نگهداری از فرزندان خود را ندارند، رزا خانم این کار را به صورت غیر قانونی انجام می دهد. او خود تا سن 50 سالگی روسپی بوده و به همین دلیل نیز اکنون ازاین کودکان بدون سرپرست و خانواده نگهداری می کند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:34  توسط روزنامه صبح  | 
سلام؛ عجب دنيايي شده ها!! همه قاطي كردن!! ديروز من اين روزنامه بسيج رو باز كردم ديدم عكس اين دوست ما (گلشيفته رو ميگم!!) چاپ كردن با چه كيفيتي!! آقا ما كه رسما كف كرديم!! بسيجي كه تا ديروز به ما گير مي داد كه جشن يلدا فلان و بهمان شده امروز مياد عكس بي حجاب گلشيفته رو چاپ مي كنه بالاي صفحه !! بعدم مي گه اين دختره چقد جلفه!!! فردا اگه عكس تمام قد آنجلينا جولي رو در يه شرايط خيلي جالب با تيتر " آنجلينا خيلي بدي!" تو روزنامه بسيج ديديد تعجب نكنيد!! خب بالاخره اينا هم بايد بگن كه از اين مظاهر استكبار بدشون مياد ديگه!! خلاصه كه خيلي باحال بود، ما از دوستان در بسيج تشكرلاتي، كلي!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:56  توسط روزنامه صبح  | 
۱۹۵۷ : ايران و آمريکا در چارچوب برنامه اتم براي صلح که آيزنهاور پيشنهاد کرده بود قرارداد همکاري در زمينه‌هاي غيرنظامي اتمي امضا کردند. بر پايه اين قرارداد ايران چند کيلوگرم اورانيوم غني‌شده براي مصرف پژوهشي از آمريکا دريافت مي‌کرد.

۱۹۵۷ : مرکز موسسه علوم هسته‌اي که زير نظر سازمان پيمان مرکزي (سنتو) اداره مي‌شد، از بغداد به تهران منتقل شد.

۱۹۵۹  : به دستور محمدرضا شاه يک مرکز پژوهش هسته‌اي در دانشگاه تهران تأسيس شد.

۱۹۶۰ : ايران مقدمات خريد يک رآکتور پژوهشي ۵ مگاواتي را براي دانشگاه تهران فراهم مي‌کند.

دهه ۱۹۶۰ : آمريکا همراه با فروش رآکتور هسته‌اي به ايران، چند اتاقک داغ نيز به ايران مي‌فروشد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:55  توسط روزنامه صبح  | 
 امیر شفیعی 

صفرويک(۰و۱ )

مترسک

صدا نمي آد !!

دوست داشتن سگي


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 16:45  توسط روزنامه صبح  | 
رادفر- سلام؛ واي خدا هفته ديگه كلي سوژه باحال داريم! چرا؟!‌ خب امروز يه جا (يه جاي خوب!) خوندم كه فاطمه رجبي نويسنده كتاب "احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم" و همسر غلامحسين الهام مرد 8كاره دولت  قراره امروز تو دانشگاه تهران سخنراني كنه!!! حيف كه دم سردر دانشگاه تهران گيت امنيتي!! نصب كردند وگرنه من يكي رو كه عمرا امروز يوني!! نمي ديديد!! حيف نيست آخه آدم يه تئاتر مفت رو از دست بده؟!! اما جدي اگه اون كتاب "احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم" رو بخونيد ديگه اصلا مطالب طنز منو نگاه هم نميكنيدا!!!


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 6:34  توسط روزنامه صبح  | 
نقش اينترنت اگرچه درتوسعه و پيشرفت ايران کم رنگ تر است ولي در کشور هاي پيشرفته غير قابل انکار است.با پيدايش اين انقلاب (که باز هم ما نقشي در توليد آن نداشتيم) زندگي بشر روز به روز بيشتر به آن وابسطه تر شد در نتيجه نيروي متفکر به فکر استفاده بهينه از آن بر آمد. بانکداري الکترونيکي ، کتابخنه الکترونيکي ، بيمارستان الکترونيکي ، تجارت الکترونيکي و در آخر با کارآمد واقع شدن اين تجربه ها آموزش الکترونيکي در چهارچوب تعريف شده اي به وجود آمد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 6:32  توسط روزنامه صبح  | 

گردآوری: وحید صالحی

فائو اولين آژانس تخصصي سازمان ملل متحد است كه بعد از جنگ جهاني دوم در اكتبر 1945 در ايالت «كبك» كانادا تأسيس شد.

هدف اين سازمان از بين بردن سوءتغذيه و گرسنگي است و به عنوان يك سازمان هماهنگ‌كننده برنامه‌هاي توسعه در بعد كلي كشاورزي و مواد غذايي و همچنين جنگل‌داري و شيلات فعاليت مي‌كند، فائو به كشورهاي در حال توسعه براي گسترش تسهيلات آموزش و پرورش و ايجاد مؤسسه‌هاي مناسب كمك مي‌كند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:33  توسط روزنامه صبح  | 
میلاد ابراهیمی ذاکر: در عالم موسیقی و در کنار" تصنیف" و "آواز" و "ترانه"، خواندن "سرود" نیز نوعی از اجرا و هنری است که شکل و تعریف خاص خود را دارد. جایگاه مشخص "سرود" در مقوله موسیقی، و کاربرد هایی که دارد بر همگان روشن است.

 معروف ترین سرود هر کشور، طبعا سرود ملی آن کشور است.و بعد شاید آنچه در محیط و فضای نظامی و پادگان هه اجرا می شوند، و بعد سرودهای گروه و دسته و احزاب، و گروه های صنفی و سیاسی که بیشتر جهت تهییج اعضا و هواداران و تاکید بر اهداف و آرمان های آن حزب یا سازمان اجرا و خوانده می شوند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:36  توسط روزنامه صبح  | 
 سلام ؛ ديروز يكي از روزنامه هاي پر تيراژ آقايان در بسيج دانشجويي منتسب به جناح محافظه كار بزرگترين تيتر خودش رو به آمدن كروبي به ميدان انتخابات اختصاص داده بود و طوري تو ادامه مطلب نوشته بود كه من يكي فكر كردم دارم اعتمادملي مي خونم!! قطعا حضور شخص كروبي براي بسيج باعث چنين خوشحالي نيست بلكه اون چيزي كه قطعا باعث شده آنها اينچنين (مانند رويه روزنامه وزين كيهان) طرفدار حضور كروبي شوند اميد به ايجاد اختلاف در اصلاح طلبان و رقابت احتمالي كروبي و خاتمي در انتخابات آتي است!!!
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 19:44  توسط روزنامه صبح  | 
ساعت 6 بعد از ظهر يک شنبه 21 مهرماه خوابگاه را به قصد سالن وزارت کشور براي ديدن کنسرت شجريان و گروه شهناز ترک کردم. کنسرت ساعت 8 شروع مي شد و به دليل تاکيد بر بسته شدن درب هاي سالن راس ساعت که روي بليط درج شده بود، مي بايست2ساعت زودتر خوابگاه را به قصد ميدان فاطمي ترک مي کردم.بنا به رسمي که هميشه بوده و دليلش را نمي دانم من هم سعي کردم مانند تماشاچيان همه کنسرت ها لباس مناسبي بپوشم که معمولا در مکان هاي عمومي و زندگي روزمره کمتر شخصي را با آن لباس ها و يا راحت تر بگم با آن تيپ مي شد ديد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 19:42  توسط روزنامه صبح  | 
گردآوری: وحید صالحی

سازمان تجارت جهانی یک سازمان بین‌المللی است؛ که قوانین جهانی تجارت را تنظیم و اختلافات بین اعضا را حل و فصل می‌کند. اعضای سازمان تجارت جهانی کشورهایی هستند که موافقت‌نامه‌های (حدود ۳۰ موافقت‌نامه) این سازمان را امضا کرده‌اند. مقر سازمان تجارت جهانی در ژنو، سویس قرار دارد. تا نوامبر2007، ۱۵۰ کشور عضو این سازمان شده‌اند.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 20:38  توسط روزنامه صبح  | 
آرش رادفر: سلام، بالاخره جناب آقاي دكتر كردان اذعان كردند كه مدرك دكتراي وي كه در روز گرفتن راي اعتماد جهت وزارت كشور به مجلس ارائه كرده بود جعلي بوده و البته گفته وي فريب خورده است !! البته با خواندن گزارش تفحص مجلس از مدرك كردان مشخص شد كه وي ليسانس و فوق ليسانس هم ندارد چراكه هر دو را در دانشگاه آزاد به طور همزمان اخذ كرده است و بالاترين مدرك تحصيلي تصديق شده وي فوق ديپلم است چنانچه علي عباسپور رييس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس: مدرک ليسانس وزير کشور هم جعلي است  اينكه آيا چنين فردي با اين وضعيت سادگي براي فريب خوردن ( يا بخوانيد زيركي براي فريب دادن!! ) صلاحيت برگزاري انتخابات رياست جمهوري را دارد بحثي است كه بايد حتما به آن پرداخت و تقريبا پاسخ آن براي افردي كه معناي انتخابات سالم را ميدانند روشن است.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 3:30  توسط روزنامه صبح  | 
 هدي شفاعت : آنقدر از محاسن ما ايراني ها گفته اند  و تا به حال ما تبريکات فراواني براي هم فرستاده ايم ، به ويژه با نزديک شدن انتخابات و نياز به جلب آرا اين تبريکات به اوج خود مي رسد! که ديگر دليلي نديدم که من هم چنين کاري انجام دهم پس تصميم گرفتم معايب خودمان را برشمرم.ولي آيا جامعه ما مشکلي ندارد؟آيا خود من و خود تو مشکلي نداريم؟کمي به دور و بر خود نگاه کنيم به رفتار متقابل بين خودمان و جامعه نگاه کنيم تا هزاران مشکل را دريابيم .اين يک سوي قضيه است مشکل اصلي اينستکه علت مشکل را کشف نکنيم.(آن کس که نداند و نداند که نداند...در جهل مرکب ابد دهر بماند)واقعا چطور مي شود يک نفر نداند که مشکل دارد و مشکلش را نشناسد.
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 3:29  توسط روزنامه صبح  | 

میلاد ابراهیمی: یکی از مختصات جامعه و فرهنگ استبدادی و بدوی این است که نقد و نقادی را برنمی تابد و به همین دلیل در کنار بسیار چیزهای دیگر در این چنین جامعه و فرهنگ بسیار بدوی و عقب مانده باقی می ماند. گذشته از تمام خواهی و یکه سالاری ذهنیت مستبد، واقعیت این است که یک ذهن ویا یک آدم مستبد بر این گمان باطل است که هرگز اشتباه نمی کند و چون او هرگز اشتباه نمی کند، پس این نتیجه گیری عقب افتاده نیز درست است که منتقدان او باید اشتباه کنند.وقتی کس یا کسانی قرار باشد از دیدگاه ذهنیت مستبد، مبلغ دیدگاه هایی خطا آمیز باشند، پس ضرورتی برای آزادی بیانشان وجود ندارد.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:59  توسط روزنامه صبح  | 
امیر: نمايشنامه " داستان خرس پاندا به روايت يک ساکسيفونيست که دوست دختري در فرانکفورت دارد "  نوشته " ماتئي ويسني يک " نويسنده رومانيايي تبار اهل فرانسه است . اين کتاب را نشر ماه ريز به چاپ رسانده که با استقبال خوبي در بين مخاطبان ايراني مواجه شده و خيلي زود به چاپ هشتم رسيده است .  " ويسني يک " از جواني به نوشتن شعر و داستان مي پرداخته.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:11  توسط روزنامه صبح  | 
میرا:چندی پیش برای این که از بعد از ظهر  5 شنبه یکی از روز های دیگری از زندگی لذت بیشتری ببرم ، همراه یکی از دوستانم روانه سینما شدیم . تنها فیلمی که با توجه به زمان رسیدنمان ، مناسب بود ، فیلمی بود با نام ” روز بر می آید“.

هنوز لحظاتی از از فیلم نگذشته بود که متوجه شدم ، داستان و شیوه روایت و بعضا دیالوگ ها آشنا به نظر می رسند .


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 19:37  توسط روزنامه صبح  | 
اميرحسين سماعي: کلاغ را همه مي شناسيم اما آيا تا کنون به جايگاه آن در ميان پرندگان توجه کرده ايد؟ شايد بهتر است کمي صبر کنيد تا منظورم را از طرح چنين مساله ي بي اهميتي متوجه شويد.

اين پرنده از خانواده ي عقابهاست و شايد اين است علت تمام آن شکوه سياهش. با دانستن اين نکته ديگر کلاغ را نميتوانيم نشانه اي شوم بدانيم. البته اين پرنده برخلاف اقوامش منوي غذايي گسترده اي دارد بطوريکه حتي از خوردن مردار هم چشم پوشي نميکند. اين کار کلاغ البته شايد در نظر اول مشمئزکننده بيايد اما فراموش نکنيد که اين عمل او تا چه حد براي ما مفيد است ضمن اينکه به لحاظ فيزيولوژيک مردار تا پيش از فاسد شدن منبعي مغذي و البته رايگان است. گذشته از اين کلاغها مجبور به رعايت دستورات غذايي اديان ابراهيمي (از جمله پرهيز از خوردن گوشت مردار) نيستند!

حال با ذکر چنين مقدمه اي مي توانيم به اصل مساله برسيم. فلاسفه را همه ميشناسيم اما آيا تاکنون به جايگاه آنان در ميان جامع توجه کرده ايد؟ موضوعاتي که آنها را به خود مشغول کرده شايد به نظر بسياري از ما بي اهميت و حتي شايد خنده دار بيايد (براي مثال اين مساله که آيا ميتوان ثابت کرد که ما الآن در رويا هستيم يا بيداريم ) اما واقعيت انکارنکردني اين است که آنها تاثيري بسيار عظيم بر نحوه ي زندگي ما دارند. در واقع نتيجه ي مطالعات و تعمق هاي آنها جهان بيني ها، نظريه هاي شناخت و بعضاً ايدئولوژي هايي است که با اندکي تاخير (به دليل دير فهم بودن و دير باور بودن بسياري از اين نظريات و البته غالباً منزوي بودن فلاسفه) توسط جامعه شناسان، روانشناسان، متخصصان علوم تربيت (که نقش به سزايي در شکل دهي به سيستمهاي آموزشي دارند)، حقوقدانها، نظريه پردازان عرصه ي متدولوژي و روش تحقيق و به تبع آنها دانشمندان ساير علوم  مورد استفاده قرار ميگيرد. نفوذ تفکرات فلاسفه را حتي ميتوان در بسياري از آثار هنري مشاهده کرد (مثلاً ريشارد واگنر موسيقيدان شهير آلماني در برخي از آثار خود تحت تاثير فردريش نيچه فيلسوف هم عصر خود بوده است). به جرات ميتوان گفت که انکار نقش متفکران ( که در عاليترين درجه ي آنها فلاسفه قرار دارند) به مثابه انکار نقش تفکر در پيشرفت جوامع است.

به غير از دانشمنداني که قسمتي از خوراک فکري شان را آثار فلاسفه تشکيل ميدهد افرادي نيز هستند که وظيفه ي خود را "آشنا کردن عوام با حقيقت"  تعريف کرده اند.  گذشته از اين نکته که اصولاً حقيقت متقن و روشني وجود ندارد و مدعي وصول به حقيقت دروغزني بيش نيست (چراکه ظرف ذهن انسان توانايي درک عالم هستي (به معناي مجرد آن که موضوع شاخه ي هستي شناسي فلسفه است)را در اين مدت کوتاه عمر ندارد) (سقراط را به خاطر بياوريد) ميتوان گفت که کار چنين افرادي که غالبا ً روشنفکر خوانده ميشوند تعليم عوام است. اينکه منظور از عوام چيست و آيا مراد از تعليم هر گونه آموزشي است موضوعي مهم و در خور توجه است.

و  اما ربط مقدمه را با موضوع در موخره مي آورم؛ روشنفکران در واقع از راسته ي فلاسفه هستند با اين تفاوت که به جاي شکار کردن صيدهاي آسماني به غذاهاي زميني اکتفا ميکنند به عبارت ديگر آنها قادر به توليد انديشه هاي انتزاعي و محض نيستند (در واقع کار روشنفکري (به تعبير استاد بابک احمدي) چنين نيست) و در عوض به تحليل موضوعات روز ميپردازند و از پرداختن به هيچ موضوعي از قبيل آزاد شدن يک زنداني سياسي (مانند عمادالدين باقي) يا حتي مسائل اقتصادي (مانند پيشرفتهاي شگرف دولت نهم در زمينه ي تبديل انرژي هسته اي به ورم اقتصادي!) هيچ ابايي ندارند. شايد دقيق شدن در چنين موضوعاتي به نظر بيشتر وقت کشي بيايد تا نوعي کار عالي فرهنگي اما فراموش نکنيم که جوامعي که فاقد سازوکارهاي انتقادي مناسب در مقابل قوه ي حاکمه هستند دچار اضمحلال سياسي-اجتماعي ميشوند (براي مثال دولت دوست و همسايه؛ کوبا).

ناگفته نماند که بسياري از مسائل مطرح شده در اين اندک مجال نياز به واکاوي، تدقيق و توضيح بيشتر دارند که در هفته هاي آتي بدان خواهم پرداخت.

آزاد بينديشيم.

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:50  توسط روزنامه صبح  | 
8 مهر ماه روز برزگداشت مولانا جلال الدين محمد بلخي

حسين الهي قمشه اي

سخن را بايد از ني شنيد ، آن کس که نيست ، آن کس که هست از هواي خود مي گويد. داستان او گلايه از ناداري ها و ناکامي هاي خاکي خود اوست يا پيروزي هاي پنداري که او را شگفت زده و مغرور مي کند و به جور و ستم وا مي دارد.

اما آن کس که بند بند وجودش را از هواهاي خوييش خالي کرده و چون ني ، لب خود بر لب معشوق نهاده و دل به هواي او و نفس او سپرده است، حکايتي ديگر و شکايتي ديگر دارد.

 


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:48  توسط روزنامه صبح  | 
عليرضا ابوفاضلي : سال تحصيلي جديد چند روزي است كه شروع شده، اما چيزي كه مي تواند اين سال را با سال گذشته متفاوت كند ايده ها ، فكرها و فعاليت هاي جديد است.

از آنجايي كه دغدغه هميشگي روزنامه صبح(آوا) ارتباط مستمر با دانشجويان و البته كاركنان بوده و هست ، بر آن شديم تا ستوني در روزنامه با عنوان با خوانندگان تأسيس كنيم تا از طريق اين تريبون بتوانيم صداي شما را بهتر بشنويم و بهتر بتوانيم به ديگر مديران و ديگر فعالان انتقال دهيم.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:47  توسط روزنامه صبح  | 
 آرش رادفر : سلامي چو بوي خوش .... والا من که هر چي نگاه مي کنم بوي خوشي که نمياد اما خب حالا !! يه تابستون گذشت و حسرت ما موند به اينکه چرا نشد اين همه سوژه را بنويسيم !! اما خب عيب نداره ، ماشالله چيزي که تو اين سه سال توش کمبود نداشتيم حرفاي گهربار بزرگواران است!! آقاي احمدي نژاد فرموده اند که : امروز مسئوليت‌هاي ملت ما بسيار زياد است كه بايد مشكلات داخلي را حل و به مسئوليت‌هاي جهاني بينديشيم ... بله، بله، خيلي ممنونيم !!

ادامه مطلب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:27  توسط روزنامه صبح  | 
ميلاد ابراهيمي ذاکر: زماني، شهري کوچک و عجيب و غريب وجود داشت که کلا از 87 تا خانه ي کوچک تشکيل شده بود. و هر خانه داراي يک باغچه و يک در آهني بود و پشت هر دري، سگي مدام پارس مي کرد. مثالي بزنيم. فيدو سگ خانه ي شماره ي يک بود و با جان و دل از ساکنان خانه حمايت مي کرد و به خاطر انجام وظيفه، هر زماني که يکي از ساکنان 86 خانه ي ديگر از جلوي خانه ي شماره ي يک مي گذشت، او با تمام وجود پارس مي کرد. عين همين کار را 86 سگ خانه هاي ديگر انجام مي دادند، و به اين ترتيب، روز و شب، کارشان پارس کردن بود، چون هميشه کسي در حال عبور از آنجا بود.

ادامه مطلب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:24  توسط روزنامه صبح  | 
وحيد صالحي: باز مهر آمد و مهرباني آورد . به راستي مهر چيست؟ يا کيست؟ مهر يا ميترا ايزد بزرگ و مشهور آريايي است که پيش از آمدن زرتشت مورد پرستش ايرانيان و هندوان بوده است.

ادامه مطلب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 10:23  توسط روزنامه صبح  | 

 امير شفيعي: بعضي وقت ها و در بعضي فيلم ها لحظه هايي هست که آدم را به دنيايي پرت مي کنند که دير زماني است سپري شده اند. موقعيت هايي که آدم را به لحظاتي از زندگي ارجاع مي دهند که مدت هاست جايي در حافظه کوتاه مدت مان ندارند و بايد خيلي خوش شانس باشيم که روزي ،روزگاري، جايي، شايد در کتابي يا فيلمي، جمله يا صحنه اي، آن خاطرات را برا ي مان زنده کند. حکايت من و به «همين سادگي» هم به همين سادگي است.

ادامه مطلب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 10:21  توسط روزنامه صبح  | 
روزنامه صبح در سال 1384 و در هنگامه ناامیدی پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم توسط جمعی از دانشجویان این دانشگاه تاسیس شد تا نشان دهد می توان دست به دست هم داد و با امید و تلاش به کاری مشترک دست زد...

ادامه مطلب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 21:17  توسط روزنامه صبح  | 
 
  بالا