تبليغاتX
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت
 
 
سخن روز:فرقي نمي کند گودال آبي کوچک باشي يا درياي بيکران...زلال که باشي آسمان در توست
 
مبارزر راه روشنايي مي داند که امکان ندارد در حالت انبساط کامل به سر برد.

او از تيرانداز آموخته است که براي پرتاب کردن تير به دوردست ها بايد کمان کشيده باشد. او از ستارگان آموخته است که تنها انفجار دروني موجب درخشيدن است. او ديده است که اسب هنگام پرش از مانع همه عضلاتش را منقبض مي کند.

اما او هرگز تنش را با عصبيت اشتباه نمي گيرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:19  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي گاه مي شنود که کسي مي گويد:" من نياز دارم که همه چيز را بفهمم قبل از اينکه تصميمي بگيرم. من مي خواهم در تغيير عقيده آزاد باشم."

مبارز راه روشنايي به اين جمله اعتقاد ندارد. او هم همان آزادي را مي خواهد اما اين دليل نمي شود که تعهدي نپذيرد، حتي اگر دقيقا نداند که به چه دليل آن را مي پذيرد.

مبارز تصميماتي مي گيرد. اما روح او چون ابرهاي آسمان آزادست. او مسئول روياهاي خويش است و در راهي که آزادانه انتخاب کرده است ناچار است در ساعاتي از خواب برخيزد که خوشايند وي نيست، با افرادي سخن بگويد که هيچ خاصيتي برايش ندارند و ناچار است فداکاري هايي بکند. دوستانش مي گويند:" تو بيهوده خودت را فدا مي کني، تو آزاد نيستي."

مبارز راه روشنايي آزادست. اما مي داند که در تنور باز نان نمي پزد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:2  توسط روزنامه صبح  | 

مبارزه راه روشنایی با دقت بسیار موقعیتی را که می خواهد به دست آورد مطالعه می کند. هدف او هر چند دشوار یاب باشد، همواره وسیله ایبرای غلبه بر موانع وجود دارند. او راه های متفاوت را بررسی می کند، سلاح خود را تیز می کند و قلب خویش را از ثبات قدم ضروری برای رویارویی با مبارزه طلبی ها سرشار می سازد.

اما هر چه پیشتر می رود مبارز راه روشنایی متوجه مشکلاتی می شود که در بتدا به آنها نیاندیشیده است.

اگر بخواهد منتظر فرصت استثنایی باشد هرگز حرکت نخواهد کرد، گاه کمی جنون برای یک قدم به جلو لازم به نظر می رسد.

و مبارز راه روشنایی از این جنون اندک استفاده می کند. چون در جنگ – همچون عشق- نمی شود همه چیز را پیش بینی کرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:34  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي ماننديک کودک رفتار مي کند.

مردم تعجب مي کنند. آنان فراموش کرده اند که يک کودک نياز به بازي دارد؛ ممکن است بي حرمتي کند و پرسش هاي نامناسب و ناپخته اي مطرح کند. ممکن است حرف هاي احمقانه اي بزند که خودش هم آنها را باور ندارد.

مردم وحشت زده مي پرسند:" اينست راه معنوي؟ اين مرد اصلا پخته نيست!"

مرد مبارز از اين اظهار نظر مفتخر مي شود. او در رابطه با خداوند مي ماند چون بي گناه و شادمان است. اما هرگز ماموريت خود را فراموش نمي کند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 17:7  توسط روزنامه صبح  | 

مبارز راه روشنایی جهانش را با کسانی که دوست می دارد تقسیم می کند. آنها را تشویق می کند تا آرزوهایشان را برآورده سازند، حال آنکه ایشان شهامت این کار را ندارند.

در این لحظات دشمن از راه می رسد با دو کتیبه در دست. بر یکی نوشته است:" بیشتر به خودت بیندیش. برکاتت را برای خودت نگهدار، اگر نه همه چیز را از دست خواهی داد."

و بر دیگری نوشته است:" تو کیستی که بتوانی دیگران را یاری کنی؟ آیا عیوب خودت را نمی بینی؟"

مبارز راه روشنایی عیوب خود را می شناسد، اما هم چنین می داند که نمی تواند جدا از همراهانش رشد کند.

آنگاه دو کتیبه را پرتاب می کند، هر چند می اندیشد که حقایقی در آنها نهفته است. آنها در هم می شکنند و مبارز به یاری رساندن به نزدیکانش ادامه می دهد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:32  توسط روزنامه صبح  | 

مبارز راه روشنایی می داند که بهترین دوستانش زنان و مردانی هستند که با آنها در صحنه نبرد رو بهرو می شود. پس اندرز خواستن از آنان خطرناک است و اندرز دادن به آنان از آن هم خطرناکترست. هنگامی که او نیاز به یاری دارد می کوشد تا دوستانش را زیر نظر بگیرد و ببیند که آنان چگونه مشکلاتشان را حل می کنند، یا حل نمی کنند.

هنگامی که به دنبال الهام می گردد، بر لبان نزدیکترین شخص کلمات فرشته محافظش را خواهد خواند.

هنگامی که خسته و تنهاست در رویای زنان و مردانی دور از دسترس به سر نمی برد؛ به سراغ کسانی می رود که در نزدیکی خود می یابد و در رنج ها و نیاز عاطفی آنها شریک می شود، با لذت و بدون احساس قصور.

یک مبارز راه روشنایی می داند که:

"دورترین ستاره کهکشان ها در آنچه او را احاطه کرده است، خود نمایی می کند."

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:47  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي تصميم هايش را به بعد موکول نمي کند. قبل از اقدام به عمل مي انديشد و همه چيز را مي سنجد. مهارت و مسئوليت خود و ظيفه اي را که نسبت به استادش دارد در نظر مي گيرد. مي کوشد آرامش خويش را حفظ کند و هر گامش را مهم ترين گام محسوب مي کند.

با اين همه در لحظه تصميم گيري، مبارز به جلو مي تازد نسبت به انتخاب خويش ترديد نمي کند و اگر شرايط با آنچه تصور کرده بود مغاير باشند، مسيرش را تغيير نمي دهد. اگر تصميم او درست باشد در نبرد پيروز خواهد شد، حتي اگر نبرد بيش از آنچه گمان مي کرد به درازا بکشد. اگر تصميمش نادرست باشد شکست خواهد خورد و ناچار دوباره از صفر شروع خواهد کرد، البته با خرد بيشتر.

مبارز راه روشنايي هنگامي که کاري را آغاز مي کند تا انتها پيش مي رود.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:54  توسط روزنامه صبح  | 
همه مبارزان راه روشنايي از تعهد و آغاز مبارزه به هراس افتاده اند.

همه مبارزان راه روشنايي در گذشته خيانت کرده و دروغ گفته اند.

همه مبارزان راه روشنايي بارها اميد به آينده را از دست داده اند.

همه مبارزان راه روشنايي براي چيزهاي بي اهميت رنج کشيده اند.

همه مبارزان راه روشنايي بارها شک کرده اند که آيا مبارز راه روشنايي هستند يا نه.

همه مبارزان راه روشنايي بارها از انجام وظايف معنوي خويش شانه خالي کرده اند.

همه مبارزان راه روشنايي بارها "آري" گفته اند زماني که مي خواستند "نه" بگويند.

همه مبارزان راه روشنايي کسي را که دوست مي داشته اند زخمي کرده اند.

براي اينست که آنان مبارز راه روشنايي هستند زيرا همه اين تجربيات را از سر گذرانيده اند و نااميد نشده اند که بهتر شوند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 16:42  توسط روزنامه صبح  | 
يک مبارز راه روشنايي عيب هاي خود را مي شناسد، اما حس هاي خود را نيز مي شناسد.

برخي از رفقايش شکوه مي کنند: "ديگران بيشتر از ما شانس دارند."

شايد حق با آنان باشد؛ اما مبارز اجازه نمي دهد اين مطلب او را متوقف کند؛ او مي کوشد تا از همه برگهاي برنده خود استفاده کند.

او مي داند که اقتدار غزال در سرعت گامهاي اوست و اقتدار مرغ دريايي در دقت او به هنگام شکار ماهي. او آموخته است که ببر از کفتار نمي ترسد، چون از قدرت خويش آگاه است.

مبارز سعي مي کند بداند که روي چه چيز مي تواند حساب کند. او همواره داخل کوله پشتي سفرش را وارسي مي کند تا اين سه چيز را حتما همراه داشته باشد: ايمان، اميد و عشق.

اگر هر سه حضور داشته باشند، در دامه راه ترديد نمي کند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 6:31  توسط روزنامه صبح  | 

مبارزه راه روشنایی با دقت بسیار موقعیتی را که می خواهد به دست آورد مطالعه می کند. هدف او هر چند دشوار یاب باشد، همواره وسیله ایبرای غلبه بر موانع وجود دارند. او راه های متفاوت را بررسی می کند، سلاح خود را تیز می کند و قلب خویش را از ثبات قدم ضروری برای رویارویی با مبارزه طلبی ها سرشار می سازد.

اما هر چه پیشتر می رود مبارز راه روشنایی متوجه مشکلاتی می شود که در بتدا به آنها نیاندیشیده است.

اگر بخواهد منتظر فرصت استثنایی باشد هرگز حرکت نخواهد کرد، گاه کمی جنون برای یک قدم به جلو لازم به نظر می رسد.

و مبارز راه روشنایی از این جنون اندک استفاده می کند. چون در جنگ – همچون عشق- نمی شود همه چیز را پیش بینی کرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 22:3  توسط روزنامه صبح  | 

از این پس به مدت چندین قرن، کائنات از مبارزان راه روشنایی حمایت خواهند کرد و کسانی را که تصورات شکل گرفته  ای در سر دارند تحریم خواهند کرد.

نیروی زمین نیاز به بازسازی دارد.

ایده ها و باورهای جدید نیاز به فضا دارند.

جسم و روح نیاز به مبارزه جویی های جدید دارند.

آینده به اکنون بدل شده است و همه رویاها- جز آنانی که از تصورات قبلی ساخته شده اند- فرصت تجلی خواهند یافت.

آنچه حائز اهمیت است پابرجا می ماند و آنچه بیهوده است از بین خواهد رفت. اما مبارز راه روشنایی موظف به قضاوت درباره رویای دیگران نیست و وقت خود را به انتقاد از تصمیمات دیگران تلف نمی کند.

برای ایمان به راه خویش او نیازی ندارد که راه دیگران را غلط قلمداد کند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 19:36  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي به خود مي گويد: شگفت است که بسياري از آدمهايي که به ايشان برخورد کرده ام کوشيده اند در اولين ملاقات بدترين وجه شخصيت خويش را نمايان سازند. آنان نيروي دروني خويش را در پس پرخاش جويي خود پنهان مي کنند و ترس از تنهايي را با ادعاي استقلال طلبي مي پوشانند. آنان اقتدارهاي خويش را باور ندارند اما صفات خويش را به همه عالم جار مي زنند.

مبارز اين نشانه ها را نزد بسياري از زنان و مرداني که مي شناسد مي بيند. او نمي گذارد که ظواهر فريبش دهند و هنگامي که کسي مي کوشد تا او را تحت تاثير قرار دهد، ساکت مي ماند. اما خودش از هر فرصتي براي تصحيح معايبش استفاده مي کند چون ديگران بهترين آينه براي ما محسوب مي شوند.

يک مبارز راه روشنايي از همه امکانات براي تسلط بر خويشتن سود مي جويد.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 19:40  توسط روزنامه صبح  | 

مبارزان راه روشنایی همواره درخششی ویژه در نگاه خویش دارند.

آنان در دنیا به سر می برند، در زندگی دیگران شرکت می کنند و سفرشان را بدون خورجین و پای افزار آغاز کرده اند. گاه بزدل و بی غیرت هستند و همواره درست عمل نمی کنند.

مبارزان راه روشنایی به دلایل بیهوده رنج می کشند، گاه رفتار نادرستی دارند و گاه خود را ناتوان از رشد و بالندگی می یابند. اکثرا خویش را شایسته آمرزش، دعای خیر و معجزه نمی دانند.

آنان همیشه با قاطعیت نمی دانند که اینجا چه می کنند. اغلب شب ها بیدارند و به این می اندیشند که زندگی شان بی معناست. برای همین است که آنان مبارزان راه روشنایی هستند. چون اشتباه می کنند. چون از خویش پرسش می کنند. چون به دنبال دلیل می گردند و بی شک آن را خواهند یافت.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 20:34  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي همواره کارهاي غير متعارف انجام مي دهد. ممکن است هنگام رفتن به سر کارش در کوچه برقصد. يا مستقيم به چشمان بيگانه اي بنگرد و بي مقدمه از عشق سخن گويد. شايد از باوري که مضحک به نظر مي رسد دفاع کند. مبارز راه روشنايي چنين آزادي هايي براي خود قائل مي شود.

او از اينکه بر اندوهي کهنه بگريد واهمه ندارد و نه از اينکه بر اکتشافات جديد شادي کند. هنگامي که احساس کند وقت آن فرا رسيده است، همه چيز را رها مي کند تا ماجرايي را دنبال کند که سال هل در روياي آن به سر برده است. و هنگامي که احساس مي کند مقاومتش پايان پذيرفته است، مبارزه را رها مي کند. بي آنکه از دست زدن به اين جنون هاي نا منتظر احساس قصور کند.

يک مبارز حقيقي روز هايش را تلف نمي کند تا نقشي را بازي کند که ديگران برايش انتخاب کرده اند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 3:27  توسط روزنامه صبح  | 

پیش از آغاز مبارزه ای پر اهمیت، مبارز راه روشنایی از خود میپرسد:”تا چه اندازه مهارت خویش را پرورش داده ام؟”

او میداند که همواره از نبرد های گذشته چیزی آموخته است. با این همه بسیاری از آموخته ها بیش از حد لزوم موجب درد و رنج وی شده اند. بار ها وی وقت خویش را برای دفاع از آرمانی فریبنده و کاذب یا دفاع از کسانی که شایسته عشق او نبوده اند، هدر داده و رنج فراوان برده است.

اما انسان های پیروزمند اشتباهات خویش را تکرار نمی کنند و برای همین هم هست که مبارز راه روشنایی قلب خود را برای چیزی که ارزش آن را نداشته باشد به خطر نمی افکند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:55  توسط روزنامه صبح  | 
مبارز راه روشنايي تصديق مي کند که برخي از لحظات در زندگي تکرار مي شوند. او بارها خويش را در برابر مشکلات و شرايطي مي يابد که پيش از آن هم با آنها رو به رو شده است. آنوقت احساس افسردگي به او دست مي دهد. گمان مي کند که از پيشرفت در زندگي ناتوان است چون همان مشکلات به سويش بازگشته اند.

به قلبش شکوه مي کند: " من قبلا هم اين ماجرا را تجربه کرده ام".

و قلبش به او پاسخ مي دهد:" درست است که تو پيش از اين هم اين ماجرا را زيسته اي اما هرگز از آن عبور نکرده اي".

آنوقت مبارز راه روشنايي مي فهمد که تکرار تجربه ها تنها يک غايت و هدف دارد و آن اينست که آنچه را نياموخته به وي بياموزد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:9  توسط روزنامه صبح  | 
 گاه یک مبارز راه روشنایی با کسی که دوست می دارد می جنگد. مردی که دوستانش را حفظ می کند هرگز تحت تسلط طوفانهای هستی در نمی آید؛ او برای غلبه بر دشواری ها و پیش رفتن در زندگی همواره نیروی کافی در اختیار دارد.

با این همه اکثر اوقات کسانی که از او هنر شمشیرزنی می آموزند وی را به مبارزه می خوانند. این شاگردان و مریدان او هستند که او را به نبرد فرا می خوانند.

آنگاه مبارز راه روشنایی اقتدار خویش را آشکار می کند و با چند ضربه سلاح شاگردان را از دستشان می افکند، و هماهنگی را دوباره به محفل خود باز می گرداند. مسافری از او می پرسد:

-اگر این همه برتر هستی چرا این کار را می کنی؟

و او پاسخ می دهد:

-زیرا هنگامی که آنان مرا به مبارزه می طلبند، در حقیقت می خواهند با من سخن بگویند و از این راه من گفتگو را تداوم می بخشم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 19:35  توسط روزنامه صبح  | 
پائولو کوئليو:  روشنايي به خود مي گويد: شگفت است که بسياري از آدمهايي که با ايشان برخورد کرده ام کوشيده اند در اولين ملاقات بدترين وجه شخصيت خويش را نمايان سازند. آنان نيروي دروني خويش را در پس پرخاش جويي خود پنهان مي کنند و ترس از تنهايي را با ادعاي استقلال طلبي مي پوشانند. آنان اقتدارهاي خويش را باور ندارند اما صفات خويش را به همه عالم جار مي زنند.

مبارز، اين نشانه ها را نزد بسياري از زنان و مرداني که مي شناسد مي بيند. او نمي گذارد که ظواهر فريبش دهند و هنگامي که کسي مي کوشد تا او را تحت تاثير قرار دهد، ساکت مي ماند. اما خودش از هر فرصتي براي تصحيح معايبش استفاده مي کند چون ديگران بهترين آينه براي ما محسوب مي شوند.

يک مبارز راه روشنايي از همه امکانات براي تسلط بر خويشتن سود مي جويد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:21  توسط روزنامه صبح  | 
 
  بالا